یعنی چه
واژه «نوش» یک کلمه چندمعنایی اصیل فارسی با ریشه کهن است. این واژه در نقش اسم و صفت به معنای شهد، عسل، شیرینی، پادزهر (تریاق)، آب حیات، گوارا و جاودانگی به کار میرود. همچنین در دستور زبان فارسی، بن مضارع از مصدر «نوشیدن» است و معنای آشامیدن و جرعه گرفتن را میدهد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای ایرانی باستان (اوستایی و پهلوی) دارد. در زبان پهلوی این کلمه به صورت «Anōš» (انوش) به معنی بیمرگ، جاویدان و زوالناپذیر بوده است که در سیر تطور زبان فارسی، واج «الف» از ابتدای آن حذف شده و به شکل «نوش» درآمده است و مفهوم لذت نوشیدنی و شفا را نیز به خود گرفته است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند «شهد»، «عسل»، «پادزهر» و «جاوید» به عنوان راهنما میآیند که پاسخ معمول و سه حرفی آنها «نوش» است.
به انگلیسی
به عربی
جمعبندی و توضیح کامل نوش
واژه «نوش» یکی از زیباترین و کهنترین کلمات زبان فارسی است که باری از مفاهیم مثبت، حیاتبخش و شفا دهنده را به دوش میکشد. این واژه در ادبیات کلاسیک ما در دو قلمرو معنایی عمده سیر میکند؛ نخست در قالب اسم و صفت به معنای عسل، شهد مصفا، پادزهر و امر جاودانگی، و دوم در قالب بن مضارع فعل نوشیدن که با مفاهیمی چون صفا، گوارایی و لذتهای معنوی گره خورده است.
در فرهنگ و نمادشناسی ایرانی، «نوش» همواره در تقابل مشهور و ساختاری با «نیش» (به معنی زهر و رنج) قرار میگیرد. این تقابل نمادی از دو روی سکه زندگی یعنی راحتی پس از سختی و پاداش در برابر رنج است، همانطور که در ضربالمثل معروف میگویند: «تا نیش نخوری، نوش نیابی». اصطلاح تحبیبی و دعایی «نوش جان» نیز که هنگام تناول غذا و پایدار ماندن سلامت به کار میرود، ریشه در همین مفهوم آرزوی بقا و تندرستی دارد.
اگرچه خود این واژه مستقیماً در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم معادل و عمیق آن مانند «شفاء»، «عسل مصفى» و اصطلاح «هنيئاً مريئاً» (به معنی گوارا و نوش جان) بارها در آیات الهی ذکر شدهاند که نشاندهنده پیوند معنایی این واژه با مفاهیم اصیل انسانی و طبیعی است.