یعنی چه
در گویش مازندرانی (طبری)، به چیدن و کپه کردن چندین دسته از شالیهای برنج روی یکدیگر به منظور محافظت از آنها در برابر نفوذ باران «کَر کوله» یا «کِرکوله» میگویند. همچنین در ریشههای تاریخی منطقه طبرستان، این واژه (نزدیک به کراکله) به افراد غارتگر و مفسدی اطلاق میشد که در پشت درختان و گودالها پنهان شده و به صورت غافلگیرانه و غولگیر به دیگران حمله میکردند.
تلفظ
این واژه در گویشهای محلی شمال ایران به صورت کَر کوله یا کِرکوله تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه به عنوان یک اصطلاح گویشی مازندران برای انباشتن شالی برنج یا واژهای تاریخی مربوط به غارتگران کمینکننده در طبرستان مطرح میشود.
به انگلیسی
به دلیل بومی و گویشی بودن واژه، معادل دقیق و مستقیمی در زبان انگلیسی برای آن وجود ندارد؛ اما بر پایه کاربرد کشاورزی یا تاریخی میتوان از واژههای توصیفی استفاده کرد.
به ترکی
این اصطلاح کاملاً بومیِ مناطق شمالی ایران است و معادل مستقیمی در زبان ترکی برای آن ثبت نشده است.
به فارسی
برگردان این واژه به فارسی معیار شامل مفاهیمی چون «توده و پشته دستههای برنج» در بخش کشاورزی، و «شبیخونزننده یا کمینکننده» در متون کهن تاریخی طبرستان است.
نماد چیست
این واژه در فرهنگ بومی و کشاورزی شمال ایران، نمادی از تدبیر دهقانان برای حفظ محصول و دسترنج خود در برابر بارانهای ناگهانی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل کر کوله
واژه «کَر کوله» یک ترکیب رسمی و تثبیتشده در زبان فارسی معیار و کلاسیک به شمار نمیرود و در لغتنامههای شاخص مانند دهخدا، معین و عمید به صورت یک مدخل مستقل ثبت نشده است. این واژه در واقع یک اصطلاح کاملاً بومی و گویشی متعلق به پهلوی شمال ایران و زبان مازندرانی است که دو کاربرد کاملاً متفاوتِ کشاورزی و تاریخی دارد.
در فرهنگ کشاورزی مازندران، «کَر» به معنی خرمن یا دسته شالی و «کوله» به معنی پشته و تپه است؛ ترکیب آنها به عمل روی هم چیدن دستههای برنج برای جلوگیری از خراب شدن زیر باران اشاره دارد. از سوی دیگر، در منابع تاریخ کهن طبرستان (مانند تاریخ یمینی)، این واژه با اندکی تغییر آوایی به راهزنان و غارتگرانی اطلاق میشد که در گودالها و پشت درختان کمین کرده و به عابران شبیخون میزدند.