یعنی چه
این واژه در اصل از ریشه عربی «نسف» میآید که به معنای برکندن بنا از ریشه، یا غربال کردن و باد دادن گندم برای جدا شدن کاه است. در کاربرد رایج، به فروپاشی کامل و پراکنده شدن ذرات یک جسم سخت اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ دقیق این کلمه به صورت مجهول (نُـسِـفَـتْ) است، هرچند در متون فارسی گاهی به صورت ساده نوشته و خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه دقیقاً با ۴ حرف به عنوان معادل مجهول برای کلماتی با مفهوم ویرانی کامل و کنده شدن از ریشه قرار میگیرد.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی این واژه، بسته به سیاق متن از افعالی که مفهوم فروپاشی ساختار یا پراکندگی در باد را میرسانند استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که خود واژه اصالتاً عربی است، مترادفهای فصیح آن در این زبان شامل افعالی است که بر کنده شدن از بن یا متلاشی شدن دلالت دارند.
به ترکی
در زبان ترکی برای رساندن این مفهوم از کلماتی استفاده میشود که معنای فروپاشی ساختاری و بر باد رفتن ذرات را تداعی میکنند.
به فارسی
در ترجمه فارسی متون، این کلمه معمولاً به صورت فعل مجهول «از بن کنده شد» یا «ریزریز و برباد رفت» معنا میشود. همخانوادههای آن در عربی شامل نَسْف، ناسِف و مَنسوف است.
در قرآن
این واژه در قرآن کریم در توصیف وقایع تکاندهنده آستانه قیامت به کار رفته است؛ آنجا که میفرماید: «و آنگاه که کوهها [از بن کنده شده و] برباد روند» تا نشاندهنده از هم گسیختن استوارترین پدیدههای مادی جهان باشد.
نماد چیست
در فرهنگ قرآنی و متون ادبی، این واژه کنایه و نمادی است از بین رفتن کامل و بیاثر شدن پدیدههایی که بسیار محکم و زوالناپذیر به نظر میرسیدند (مانند کوهها) و اشاره به ناپایداری مطلق دنیا دارد.
جمعبندی و توضیح کامل نسفت
واژه «نسفت» (نُسِفَتْ) در اصل یک فعل ماضی مجهول و مؤنث از ریشه عربی «ن س ف» است که وارد زبان و ادبیات مذهبی فارسی شده است. معنای محوری این کلمه برکندن از ریشه، متلاشی کردن و بر باد دادن ذرات یک جسم است؛ همانطور که کاه در باد پراکنده میشود یا یک بنای مستحکم به طور کامل فرومیریزد.
شهرت و کاربرد اصلی این واژه به آیه ۱۰ سوره مرسلات بازمیگردد که در آن متلاشی شدن کوهها در آستانه قیامت تصویر شده است. به همین دلیل، در نمادشناسی متون دینی و ادبی، این کلمه تداعیکننده دگرگونیهای عظیم کیهانی، ناپایداری قدرتهای مادی و فروپاشی نظم جهان است.
باید توجه داشت که این لفظ در زبان فارسی به عنوان یک واژه مستقلِ مصدری کاربرد چندانی ندارد و عمدتاً در متون تفسیری، جدولهای کلمات متقاطع و ادبیات عرفانی به عنوان معادلی برای ویرانی مطلق و از بن کنده شدن پدیدهها استفاده میشود.