یعنی چه
قرضدار به شخصی گفته میشود که عهدهدار پرداخت مال، پول یا تعهدی مادی به دیگری است. این واژه از ترکیب کلمه عربی «قرض» و پسوند فاعلی فارسی «دار» ساخته شده است و به کسی اطلاق میشود که در برابر بستانکار یا طلبکار متعهد است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [قَرضْ دار] (qarż-dār) است که از دو هجای کشیده تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه شش حرفی «قرض دار» یا معادلهای آن نظیر بدهکار، مدیون و غریم به عنوان پاسخ تعاریف مربوط به وامدار استفاده میشوند.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم قرضدار در زبان انگلیسی رایجترین واژه Debtor است که به شخص بدهکار اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی فصیح به شخص بدهکار «مدین» یا «غریم» میگویند. واژه «مقروض» در عربی به معنای بریدهشده است و کاربرد آن برای بدهکار عمدتاً در فارسی رایج است.
در قرآن
ترکیب فارسی «قرضدار» در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه عربی آن (قرض) ۱۳ بار در قالب عباراتی مانند «قَرْضاً حَسَناً» آمده که همگی به معنای وام نیکو دادن به خداوند از طریق انفاق و کارهای خیر هستند. قرآن برای بدهکار مادی از واژگانی چون «مدین» یا تعبیر «ذو عُسْرَة» (بدهکار تنگدست) استفاده کرده است.
جمعبندی و توضیح کامل قرض دار
واژه «قرضدار» یک صفت مرکب اتباعی (عربی - فارسی) است که در مناسبات مالی و حقوقی برای اشاره به شخص بدهکار یا وامدار به کار میرود. این کلمه از ریشه عربی «قرض» به معنی بریدن (جدا کردن بخشی از مال) و پسوند فارسی «دار» تشکیل شده است. در فرهنگ عامه و ادبیات، این واژه نشاندهنده وجود یک تعهد مالی، دین یا حتی وابستگی اخلاقی ناشی از احسان دیگری است.
اگرچه ریشه این واژه در قرآن کریم بارها برای ترغیب به انفاق و تعبیر زیبای «وام دادن به خدا» استفاده شده، اما در روابط انسانی و حقوقی، قرضدار بودن وضعیتی است که در آن فرد متعهد به بازپرداخت حق بستانکار است. متضادهای اصلی این کلمه طلبکار و بستانکار هستند.