یعنی چه
نواله در زبان فارسی به چند معنی رایج به کار میرود؛ نخست به معنی یک لقمه غذا، توشه یا سهم خوراکی است که برای کسی کنار گذاشته میشود. در معنای دیگر، به گلولهای از آرد و خمیر (معمولاً آرد جو) گفته میشود که ساربانان برای تقویت و پروار کردن شتر یا سایر دامها درست کرده و در گلوی آنها میاندازند. همچنین مجازاً به معنی بخشش، روزی و نعمت نیز آمده است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت نَواله (Navāle) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه «نواله» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «لقمه»، «گلوله خمیر شتر» یا «توشه و جیره» کاربرد دارد و دقیقاً یک کلمه ۵ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن، معادلهای انگلیسی نواله شامل Morsel برای لقمه، Portion برای سهم جیره، و Dough ball برای گلوله خمیر دامی است.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به مفاهیم این واژه از لقمة یا نوالة استفاده میشود.
به فارسی
واژههای مترادف و معادلهای اصیل فارسی آن شامل لقمه، توشه، زواده، جیره، راتب، سهم، حظ و عطا هستند. در مقابل، واژههایی مانند حرمان و بینوایی به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
در قرآن
خود واژه «نواله» به این شکل در متن آیات قرآن کریم وجود ندارد؛ اما همخانوادههای آن مانند مفهوم دریافت کردن رزق یا ریشههای مرتبط با تناول در تفاسیر و متون دینی بررسی میشوند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی و اشعار شاعرانی چون ناصرخسرو، خاقانی و نظامی، نواله نماد «روزی ناچیز و اندک دنیا» و «قناعت» است. همچنین ترکیب «نواله پراستخوان» استعاره و کنایه از مال یا نعمتی است که به دست آوردنش با سختی، رنج، مکر یا منت بسیار همراه باشد.
جمعبندی و توضیح کامل نواله
واژه نواله از ریشه عربی «نول» (به معنی دادن و بخشیدن) وام گرفته شده و با پیوستن به پسوند فارسی ساختاری کهن یافته است. این کلمه در وهله اول به معنای یک لقمه غذا یا سهم و جیرهای است که برای کسی کنار میگذارند و در اصطلاح ساربانان، به گلوله خمیری گفته میشود که برای تقویت در گلوی شتر میاندازند.
در قلمرو ادبیات فارسی، نواله فراتر از معنای مادی خود رفته و به نمادی برای رزق ناچیز دنیا، قناعت و نعمتی آمیخته با محنت تبدیل شده است. این واژه با وجود ریشه عربیاش، در متن قرآن نیامده اما در لغتنامههای شاخص فارسی جایگاه ویژهای دارد.