یعنی چه
این اصطلاح از ترکیب دو واژه «اصل» (بنیاد، قاعده) و «لا یخطی» (خطا نمیکند) ساخته شده است. در مباحث فلسفی، کلامی و معرفتشناختی به مرجع، قاعده یا حقیقتی مطلق اطلاق میشود که هیچگونه اشتباهی در آن راه ندارد و خود معیار سنجش و سنگ محک چیزهای دیگر است.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت «اَصلِ لا یُخطِی» (Asl-e Lā Yokhtī) است که ریشه در زبان عربی دارد.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، عبارت «اصل لا یخطی» دقیقاً دارای ۹ حرف است و به عنوان اصطلاحی برای قواعد مصون از خطا به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال مفهوم این اصطلاح عقلی و فلسفی از تعابیر فوق استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب خود ساختاری عربی دارد و در متون الهیاتی و کلامی عربی به این شکلها به کار میرود.
به فارسی
واژگان جایگزین و مترادفهای فارسی این اصطلاح شامل مواردی چون: اصل خطاناپذیری، اصلِ مصون از خطا، قاعده یقینی، منبع معتبر و بیخطا، و اصل مبرّی از خطا است.
در قرآن
خود عبارتِ «اصل لا یخطی» بهطور عین به عین در متن قرآن نیامده است. با این حال، از نظر مفهوم کلامی، صفت «لا یضلّ و لا ینسی» (پروردگارم نه گمراه میشود و نه فراموش میکند - طه/۵۲) یا مفهوم عصمت انبیاء و کلام الهی، مصداق عینی این اصل در الهیات اسلامی به شمار میروند.
نماد چیست
این اصطلاح یک مفهوم انتزاعی، فلسفی و عقلی است و نماد گرافیکی یا نشانهشناختی مادی خاصی برای آن در فرهنگها ثبت نشده است. با این حال در کاربردهای تفسیری میتواند نمادی از حقیقت مطلق، یقین محض یا منبع وحی باشد.
جمعبندی و توضیح کامل اصل لا یخطی
اصطلاح «اصل لا یخطی» یک مفهوم ترکیبی فلسفی، کلامی و معرفتشناختی است که به معنای قاعده، مبنا یا مرجعی است که هیچگونه خطا، اشتباه یا انحرافی در آن راه ندارد. این عبارت به صورت یک مدخل مستقل و استاندارد در واژهنامههای کلاسیک ثبت نشده، بلکه بیشتر یک تعبیر تفسیری و عقلی برای توصیف حقایق مطلق و معیارهای سنجشناپذیری است که خود سنگ محک چیزهای دیگر قرار میگیرند.
این اصطلاح بیشترین کاربرد را در مباحث کلامی (برای اثبات خطاناپذیری وحی یا مقام عصمت)، در فلسفه (برای تبیین بدیهیات اولیه که مبنای بقیه علوم هستند) و گاهی در مبانی حقوقی (برای قوانین اساسی و بالادستی) دارد. ریشه واژگان آن کاملاً عربی است اما در ادبیات تحلیلی فارسی به عنوان یک اصطلاح واحد مورد استفاده قرار میگیرد.