یعنی چه
پیدا گردانیدن یک ترکیب کهن و ادبی در زبان فارسی است که از ترکیب واژه «پیدا» (آشکار) و فعل سببی «گردانیدن» (موجب شدن/تبدیل کردن) ساخته شده است. این اصطلاح در متون کلاسیک، ادبی و دینی به معنای جلوهگر ساختن، به وجود آوردن، یا معلوم و روشن کردن یک امر پنهان به کار میرود و نشاندهنده انتقال چیزی از عالم غیب و خفا به عالم ظهور و شهود است.
تلفظ
تلفظ دقیق این مصدر مرکب به صورت «پِیدا گَردانیدَن» است که در آن واژه اول با فتحه یای مجهول و کلمه دوم با فتحه گاف و سکون راء ادا میشود.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جداول کلمات متقاطع، اگر طراح به دنبال عبارتی ۱۲ حرفی با مفهوم آشکار ساختن یا هویدا کردن باشد، اصطلاح کهن «پیدا گردانیدن» یک پاسخ دقیق و سنتی قلمداد میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، افعالی که مفهوم هویدا کردن و از پرده بیرون افکندن را برسانند برای ترجمه این واژه به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی افعالی از باب افعال مانند اظهار و ابانه دقیقترین برابرهای معنایی برای ساختار سببی این فعل فارسی هستند.
نماد چیست
این عبارت یک اصطلاح فعلی و زبانی است و نماد مادی یا اسطورهای خاصی ندارد؛ اما در ادبیات عرفانی و متون کهن، به عنوان نمادی از تجلی حقایق پنهان، پردهبرداری از اسرار باطنی و آشکار شدن انوار الهی در جهان خلقت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل پیدا گردانیدن
واژه «پیدا گردانیدن» یک مصدر مرکب کهن و فخیم در زبان فارسی است که از ریشههای میانه (paydāg و wardīdan) نشات میگیرد. این ساختار معنایی فراتر از یک پیدا کردنِ ساده دارد؛ در واقع یک فعل سببی (causative) است که به معنای ایجاد شرایط برای تجلی، ظهور و پدیدار شدن یک امر مخفی یا ناپدید به کار میرود.
اگرچه این عبارت به طور لفظی در متن عربی قرآن کریم وجود ندارد، اما در ترجمههای کهن و گرانبهای تاریخی مانند ترجمه تفسیر طبری، مترجمان بزرگ برای انتقال دقیق مفاهیم والای قرآنی همچون «إظهار» و «اعلان» از این ترکیب استفاده کردهاند تا معنای آشکارسازی تام و کمال را به مخاطب فارسیزبان منتقل کنند.
امروزه این ترکیب بیشتر جنبه ادبی، تاریخی و عرفانی دارد و در متون تخصصی به عنوان نمادی از آشکار شدن باطن و جلوهگر شدن حقیقت مطلق شناخته میشود. بررسی ابعاد متضاد و مترادف آن نشان میدهد که این کلمه مرز میان خفا و شهود را تبیین میکند.