یعنی چه
دساتیری در اصطلاح زبانشناسی به کلمات و متونی گفته میشود که منسوب به کتاب «دساتیر آسمانی» هستند. این واژهها در دوران صفویه و مغولان هند، توسط فرقهای به نام آذرکیوان اختراع شدند. نویسندگان این جریان با هدف سرهنویسی افراطی، لغاتی ساختگی ایجاد کردند که ریشه علمی و باستانی نداشتند، هرچند برخی از آنها مانند فرنود (برهان) بعدها به ادبیات فارسی راه یافتند.
تلفظ
این کلمه با فتح دال (دَ)، فتح سین (سا)، کسر تاء (تِ) و یای نسبت در پایان تلفظ میشود: دَساتیری.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۷ حرف دارد. اگر به عنوان صفت نسبی برای لغات مجعول یا آیین آذرکیوانیان پرسیده شود، پاسخ آن «دساتیری» است.
به انگلیسی
در متون انگلیسی زبانشناسی، برای اشاره به این زبان یا کلمات از واژه اقتباسی Desatiri یا اصطلاح pseudo-language (شبهزبان) استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه شامل برساخته، ساختگی، مجعول (در بافت ادبی) و منسوب به فرامین و دستورها است. این واژه خود صفت نسبی از دساتیر (جمع مکسر عربیِ دستور) است.
در قرآن
واژه دساتیر یا دساتیری ریشه در زبان قرآن و ادبیات عربی اصیل ندارد و به هیچ وجه در آیات قرآن کریم به کار نرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل دساتیری
واژه «دساتیری» صفت نسبی برگرفته از کتاب «دساتیر آسمانی» است. دساتیر در اصل جمع مکسر عربی واژه فارسی «دستور» به معنی قوانین و فرامین است. با این حال، در تاریخ ادبیات و زبانشناسی فارسی، این اصطلاح معنای ویژهای یافته و به جریان واژهسازی جعلی و برساختهای اشاره دارد که در قرن دهم هجری توسط فرقه فکری و فلسفی «آذرکیوان» در هندوستان پایهگذاری شد.
پیروان این فرقه متونی را به زبانی منقرضشده و ساختگی نوشتند و ادعا کردند که این کلمات، زبان پارسی باستان و اصیل هستند. واژههایی مانند فرنود، فرجود و فروزه از همین جریان وارد زبان فارسی شدند. امروزه در محافل علمی، صفت دساتیری به عنوان نمادی از سرهنویسی افراطی، غیرعلمی و زبانساختههای بدون ریشه تاریخی شناخته میشود.