یعنی چه
این واژه صفت مفعولی/ملکی است و به کشتی یا شناوری اشاره دارد که لنگر انداخته و تثبیت شده است. در ادبیات فارسی و زبان عامیانه، مجازاً به معنای شخص باوقار و سنگینرنگ، یا شمشیر سنگین و کاری، و همچنین دریای آرام و بیموج به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحه روی حرف لام و گاف به صورت «لَنگَر» و سکون ر، همراه با بخش دوم «دار» است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوع واژههای هممعنی، بسته به تعداد حروف مقتضی، کلماتی نظیر لنگردار، پابرجا یا باوقار به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متناسب با بافت متن، برای کاربرد دریایی از Anchored و برای مفاهیم وزین و سنگین از Weighted یا Heavy استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «ذو مرساة» دقیقاً به معنای صاحب لنگر است و مفهوم مرسیٰ نیز با آن همخوانی دارد. برای معانی مجازی از ریشههای ثقل و رسوخ استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی اصیل و لغوی این واژه شامل عباراتی چون پابرجا، استوار، گرانوزن، و متین است که جنبههای مادی و معنوی ثبات را پوشش میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل لنگر دار
واژه «لنگردار» ترکیبی از واژه پهلوی/فارسی لنگر (که خود ریشه در واژه یونانی انکیرا دارد) و پسوند مالکیت «دار» است. این کلمه در وهله اول کاربردی فنی و دریانوردی دارد و به کشتی یا قایقی اطلاق میشود که با ابزار مهار در جای خود تثبیت شده و از بازیِ امواج مصون مانده است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعرانی چون صائب تبریزی این واژه را در معنای استعاری عمیقتری به کار بردهاند؛ از جمله در توصیف شمشیر سنگین و انحناداری که زخمهای کاری میزند و همچنین در وصف انسانهای صبور، بردبار و باوقاری که در طوفان حوادث روزگار، پایداری و سکون خود را از دست نمیدهند.