یعنی چه
این واژه در زبان فارسی به معنای کارسازی کردن، سامان دادن به امور، فراهم ساختن مقدمات سفر یا جنگ، و همچنین آهنگ و اراده کردن برای انجام یک کار به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه بر وزن فعلهای مضاعف مصدری به صورت بَسیجیدَن (basijidan) است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند آماده کردن، تدارک دیدن، مهیا ساختن یا کارسازی کردن مد نظر است و خود واژه بسیجیدن ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این فعل در زبان انگلیسی از افعالی که مفهوم آمادهسازی یا سازماندهی نیروها را دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعالی که بر آمادهسازی مقدمات یا مجهز شدن دلالت دارند، معادل این واژه قرار میگیرند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی افعالی که مفهوم تدارک دیدن و ساختن مقدمات کار را میرسانند، به عنوان معادل استفاده میشوند.
در قرآن
واژه بسیجیدن یک مصدر اصیل پارسی است و به دلیل ریشه ایرانی کهن آن، در متن قرآن مجید به کار نرفته و معادل مستقیم قرآنی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل بسیجیدن
واژه «بسیجیدن» یکی از مصدرهای اصیل و کهن زبان فارسی است که از گذشتههای دور در ادبیات کلاسیک و حماسی ایران، از جمله در شاهنامه فردوسی، به وفور استفاده شده است. این کلمه در اساس به معنای فراهم ساختن سازوبرگ، آراستن مقدمات و آماده شدن برای یک هدف بزرگ مانند سفر یا نبرد است. در سیر تحول زبان، صورتهای قدیمیتر آن مانند بسیچیدن یا پسیچیدن نیز در متون کهن به چشم میخورد.
امروزه اگرچه صورت مصدری «بسیجیدن» کمتر در گفتار روزمره به گوش میرسد، اما مشتقات بسیار رایج آن مانند «بسیج» و «بسیج کردن» به عنوان نمادی از سازماندهی همهجانبه، تدارک نیروها و حرکت هدفمند جمعی برای دستیابی به یک مقصود مشخص در جامعه کاربرد گستردهای دارند.