یعنی چه
این اصطلاح یک ترکیب کهن و کنایی در زبان فارسی است. معنای اصلی آن بازنگشتن و عدول نکردن زبان از گفتن یک چیز است؛ یعنی فرد توانایی، تمایل یا امکان گفتن سخنی غیر از آن کلام خاص را نداشته باشد و بر آن اصرار ورزد. در کاربرد عامیانه نیز گاهی به معنای ناتوانی در تلفظ صحیح یک کلمه یا لکنت داشتن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این اصطلاح به صورت [زَ بان بَ نَ گَ ر دی دَن] است که متشکل از واژه «زبان»، پیشوند منفی «بَرنَـ» و مصدر «گردیدن» میباشد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان کنایه از منصرف نشدن از کلام یا اصرار بر یک سخن به کار میرود و دقیقاً دارای ۱۳ حرف است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، اگر منظور اصرار بر یک کلام باشد از اصطلاحات مربوط به پافشاری در گفتار و اگر منظور ناتوانی فیزیکی در بیان باشد از اصطلاحاتی مانند سنگین شدن زبان استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی این اصطلاح شامل مواردی چون «پافشاری بر کلام»، «عدول نکردن از گفته»، «دم نزدن از غیر آن» و در معنای عامیانه «لکنت گرفتن» و «سنگین شدن زبان» است. متضاد آن نیز «زبان چرخیدن» یا «از سخن برگشتن» است.
نماد چیست
این اصطلاح در ادبیات کلاسیک نمادی از ثبات قدم در بیان حقیقت، اصرار زبانی بر یک موضوع، و گاهی کنایه از اعتراف ناگزیر و ناتوانی در انکار یک واقعیت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل زبان برنگردیدن
اصطلاح کنایی «زبان برنگردیدن» از ترکیبهای اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در ساختار پیشوندی مصدر «برگردیدن» به معنای عدول کردن و بازگشت دارد. وقتی گفته میشود زبان کسی از چیزی برنمیگردد، به این معناست که زبان او توانایی یا اجازهٔ برگشتن از آن سخن را ندارد و گویی بر زبان آوردن هر کلام دیگری غیر از آن برایش غیرممکن است.
این عبارت در متون ادبی بیشتر دلالت بر پافشاری بر یک عقیده یا سخن واحد دارد، اما در سیر تطور زبان و کاربری عامیانه، معنای ملموستری نیز به خود گرفته است؛ به طوری که امروزه گاهی به سختیِ تلفظ یک واژه یا لکنت زبان ناگهانی در موقعیتهای خاص (مانند ترس یا تعجب شدید) نیز اطلاق میشود.