یعنی چه
سینگار در وهله اول به معنی آرایش، زیبندگی، زینت و پیرایش است که زنان برای زیباتر شدن به کار میبرند. در وهله دوم، این واژه در متون کهن و لغتنامهها (مانند دهخدا) به عنوان صورت دیگری از کلمه «سنجار» (شهر و منطقهای در شمال عراق) ضبط شده است. همچنین در برخی متون قدیمی به معنی همسفر و رفیق راه (همسنگار) کاربرد داشته است.
تلفظ
این واژه در متون فارسی و هندی معمولاً به صورت سِیْنگار یا سَنگار تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه سینگار به عنوان پاسخ برای راهنماهای «آرایش و زینت»، «همسفر» یا «صورت دیگر شهر سنجار عراق» کاربرد دارد و دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن، معادلهای انگلیسی آن برای مفهوم زیبایی شامل Makeup و Adornment است و برای نام خاص جغرافیایی از Sinjar استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای معنای تزیین و آرایش از کلماتی چون Süs و Makyaj و برای منطقه جغرافیایی از کلمه Sincar استفاده میکنند.
به فارسی
برگردانها و واژههای جایگزین مستقیم آن در فارسی معیار شامل آرایش، زیبایش، پیرایش و زینت است و در اعلام جغرافیایی با «سنجار» برابر است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات شبهقاره هند، «سینگار رَس» (Shringar Ras) نماد و مظهر عشق، دلدادگی، جذابیت مادی و معنوی و تجلی زیبایی میان عاشق و معشوق است. در ابعاد جغرافیایی و تاریخی نیز نماد منطقه کوهستانی سنجار و فرهنگ پایداری ساکنان ایزدی آن به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سینگار
واژه «سینگار» یک کلمه چندوجهی در فرهنگ لغت است. ریشه اصلی آن در معنای آرایش و زیبندگی به واژه سانسکریت «Shringar» برمیگردد که وارد زبان و ادبیات شبهقاره و متون فارسی شده است و به هر نوع تزیین، سرخاب و سفیداب یا آراستن ظاهر اشاره دارد. این واژه در ادبیات هنری هند نماد عشق و تجلی زیبایی مادی و معنوی است.
از سوی دیگر، سینگار در جغرافیا و متون کهن تاریخی، صورت آوانگاری و گویشی دیگری از کلمه «سنجار» (Sinjar) است؛ شهر و منطقه کوهستانی معروفی در شمال عراق (استان نینوا) که امروزه به عنوان سرزمین اصلی ایزدیان شناخته میشود. بنابراین این کلمه بسته به متن، یا دلالت بر مفهوم زیبایی و آرایش دارد و یا به یک موقعیت جغرافیایی کهن اشاره میکند.