یعنی چه
واژهٔ بارماق در زبانهای ترکی (از جمله آذری، استانبولی، قزاقی و اویغوری) به معنای انگشت دست یا انگشت پا است. این واژه اگرچه اصالتاً فارسی نیست، اما به عنوان یک وامواژه یا در ترکیبهای خاص در برخی متون و فرهنگهای فارسی (مانند لغتنامه دهخدا در ترکیب گلینبارماقی) به کار رفته است.
تلفظ
این کلمه در زبان مبدأ به صورت [barmaq] تلفظ میشود که در زبان فارسی معمولاً با کاف یا قاف پایانی (بارماق / بارماک) ادا میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر طراح سؤال کلمهٔ ۶ حرفی ترکی به معنی انگشت را بخواهد، پاسخ دقیق آن «بارماق» است.
به انگلیسی
بسته به اینکه به انگشت دست یا پا اشاره داشته باشد، در زبان انگلیسی از واژههای Finger یا Toe استفاده میشود.
به ترکی
این واژه از ریشهٔ کهن Proto-Turkic است و در تمام شاخههای زبان ترکی با اندکی تغییر در گویش، کاربرد زنده دارد.
به فارسی
نزدیکترین و دقیقترین برگردان این کلمه در زبان فارسی، واژهٔ عمومی «انگشت» و در زبان ادبی و عربیتبار فارسی، واژهٔ «بنان» است.
نماد چیست
بارماق به عنوان انگشت، در فرهنگهای عامه نمادی از اشاره کردن، جهتیابی، توانایی انجام کار، لمس و در مفهوم وسیعتر (مانند ترکیب پنجبارماق) نمادی از اتحاد، همبستگی و دستِ کامل انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل بارماق
واژهٔ «بارماق» یک کلمهٔ اصیل و بومی در زبانهای ترکتبار (Proto-Turkic) است که به طور مستقیم به معنای «انگشت» (چه دست و چه پا) به کار میرود. این واژه گرچه به طور عمومی در زبان فارسی معیار و روزمره استفاده نمیشود، اما به دلیل مجاورتهای فرهنگی و زبانی، در برخی لغتنامههای بزرگ فارسی مانند دهخدا و در قالب ترکیبهای خاص یا نامهای جغرافیایی و فرهنگی راه یافته است.
در ساختار زبانی ترکی، مشتقات فراوانی مانند «بارماقلیق» به معنای نرده یا ضریح از این کلمه ساخته شده است. در بازیها و جدولهای کلمات نیز این واژه به عنوان یک سوال اطلاعات عمومی رایج برای به چالش کشیدن دایرهٔ لغات ترکی کاربران استفاده میشود و پاسخی دقیق و ششحرفی به شمار میرود.