یعنی چه
این عبارت ترکیبی و کهن در زبان فارسی به معنای بلند کردن صدا، فریاد زدن با صدای رسا، و آواز یا غریو برآوردن است. معمولاً زمانی به کار میرود که کسی از روی هیجان، اعتراض، یا برای اعلام خبری مهم، صدای خود را به بالاترین حد ممکن برساند.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب فعلی به صورت [بانْگْ بَر کَ شی دَن] است که از دو واژهٔ «بانگ» (اسم) و «برکشیدن» (فعل پیشوندی) تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این مفهوم خودِ «بانگ برکشیدن» با ۱۱ حرف است. گزینههای موازی و کوتاهتر مانند خروشیدن یا صیحه زدن نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به لحن و بافت متن، عبارات فعلی فوق دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم بلند کردن صدا و فریاد هستند.
به فارسی
مترادفهای دقیق و اصیل فارسی این واژه عبارتند از: آواز بلند کردن، صدا برآوردن، بانگ برداشتن، و جار زدن. در جهت مقابل، واژههایی مثل سکوت کردن، خاموش ماندن و دم فروبستن متضادهای کاربردی آن به شمار میروند.
نماد چیست
در متون ادبی و شعر کلاسیک فارسی، بانگ برکشیدن نمادی از بیدارگری، آشکار شدن یک حقیقت مکتوم با صدای بلند، هیجان شدید یا تظلمخواهی و فریادخواهی در برابر ظلم است.
جمعبندی و توضیح کامل بانگ برکشیدن
عبارت «بانگ برکشیدن» یک ترکیب فعلی اصیل، فصیح و کهن در زبان فارسی است که از ترکیب واژه پهلوی «بانگ» (به معنی صدا و آواز) و فعل پیشوندی «برکشیدن» (به معنی بالا آوردن یا بیرون کشیدن) ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات کلاسیک به معنای صیحه زدن، خروشیدن و با تمام توان صدا را بلند کردن به کار میرود.
اگرچه این عبارت به صورت عیناً دگرگوننشده در متون دینی مانند قرآن نیامده، اما از نظر مفهومی با واژههایی چون «الصَّيْحَة» (فریاد آسمانی) و فعل «صَرَخَ» همپوشانی کامل دارد. در شعر و نثر فارسی، این واژه بار معنایی فراتر از یک داد زدن ساده دارد و غالباً نشاندهنده موضعی از جنس اعتراض، هوشیاری، اعلام خطر یا بیان یک غلیان شدید درونی است.