یعنی چه
واژه «احبارهم» از ترکیب دو بخش «أحبار» (جمع تکسیرِ حَبر/حِبر به معنی عالم و دانشمند دینی) و ضمیر متصل «هُم» (آنان/آنها) تشکیل شده است. این کلمه در زبان فارسی و متون مذهبی به معنای فقها، دانشمندان و رهبران فکری و دینی یک قوم (بهویژه جامعه یهود) به کار میرود که مسئولیت تبیین احکام را بر عهده داشتهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة بر روی همزه و باء، سکون خاء و ضمه روی راء و هاء به صورت «أَحْبَارُهُمْ» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به کلماتی چون «علمای آنان»، «دانشمندان یهودِ آنها» یا اشاره به آیه ۳۱ سوره توبه، واژه ۷ حرفی «احبارهم» مد نظر قرار میگیرد.
به عربی
این کلمه خود ساختاری کاملاً عربی دارد و در لغتنامههای عربی به عنوان جمعِ حبر/حبر به همراه ضمیر غایب معنا میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این ترکیب در متون ترجمهشده، عبارتند از: «دانشمندانِ آنها»، «علمای دینِ آنان» و «فقیهانی که پیرو دارند».
در قرآن
این واژه دقیقاً یکبار در قرآن کریم در آیه ۳۱ سوره توبه آمده است: «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ». این آیه اشاره دارد که قوم یهود و مسیحا، دانشمندان (احبار) و راهبان (رهبان) خود را به جای خداوند، به خدایی و طاعت مطلق گرفتند.
جمعبندی و توضیح کامل احبارهم
واژه «احبارهم» یک ترکیب عربی راه یافته به ادبیات دینی و مکتوب فارسی است که از نظر ریشهشناسی به معنای «دانشمندان و علمای آنان» کاربرد دارد. ریشه اصلی آن «ح ب ر» به معنای اثر علمی یا دانایی است و در اصطلاح تاریخی و قرآنی، بیشتر برای اشاره به رهبران مذهبی، فقها و احکامنویسان جامعه یهود استفاده میشود.
این کلمه در فرهنگ مذهبی و تفسیری علاوه بر کاربرد لغوی، به یک نماد مفهومی نیز تبدیل شده است؛ نمادی از نهادهای مذهبی یا علمای دنیاطلبی که ممکن است دست به تحریف حقایق بزنند و جامعه را به سمت پیروی کورکورانه سوق دهند. تقابل آن با واژه «رهبانهم» (راهبان مسیحی) در قرآن، تفکیک ظریفی میان عالمان فکری (احبار) و عابدان گوشهنشین (رهبان) ایجاد میکند.