یعنی چه
«بگو» شکل امری فعل «گفتن» در زبان فارسی (دوم شخص مفرد، غیررسمی) است که برای درخواست بیان کردن، روایت کردن، اظهار نظر یا انتقال یک پیام و اطلاعات به کار میرود.
متضاد
واژههایی که مفهوم مقابل و عکس فعل امری «بگو» را میرسانند و به سکوت دعوت میکنند.
هم خانواده
واژههای مشتق شده از ریشه و بنِ مصدر «گفتن» که با کلمه بگو همریشه هستند.
ریشه
ریشه این واژه به پارسی میانه (پهلوی) و واژه gōw یا guftan بازمیگردد که خود از ریشه اوستایی -vach به معنی سخن گفتن مشتق شده است. ساختار آن شامل پیشوند امری «بـ» و بن مضارع «گو» است.
به انگلیسی
معادلهای رایج در زبان انگلیسی برای انتقال مفهوم گفتن و بیان کردن.
به عربی
فعلهای امر در زبان عربی که معنای بگو و سخن بگو را افاده میکنند؛ بهویژه واژه «قُل» که در قرآن کریم بیش از ۳۳۰ بار خطاب به پیامبر اکرم (ص) تکرار شده است.
به ترکی
افعال امری در زبان ترکی استانبولی به معنی بیان کن و بگو.
جمعبندی و توضیح کامل بگو
واژه «بگو» یکی از پرکاربردترین افعال امری در زبان فارسی است که از مصدر دیرین و اصیل «گفتن» ریشه میگیرد. این کلمه در ساختار دستوری خود از پیشوند توازی و امری «بـ» به همراه بن مضارع «گو» تشکیل شده و مأموریت اصلی آن، دعوت مخاطب به ابراز مکنونات قلبی، آشکارسازی حقیقت، یا انتقال اخبار و اطلاعات است.
از نظر ابعاد فرهنگی و مذهبی، این واژه در ترجمه متن مقدس قرآن کریم، برگردان مستقیم فعل پر تکرار «قُل» است که بار معنایی ابلاغ رسالت و وحی را به دوش میکشد. در ادبیات و عرفان فارسی نیز «بگو» صرفاً یک دستور ساده برای تکلم نیست، بلکه نمادی از آگاهیرسانی، افشاگری منصفانه، و بیان حقایق درونی و شهودی به شمار میرود.