یعنی چه
در کاربرد امروزی و اجتماعی نیز مجازاً برای کسی بهکار میرود که دچار دلبستگی افراطی، کورکورانه و متعصبانه به شخص، ایدئولوژی یا چیز مادی (مانند پول و قدرت) باشد.
مترادف
این واژگان در متون دینی، کلامی و ادبی به عنوان برابرهای کلمه بتپرست استفاده میشوند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [bot-parast] است که از دو بخش «بُت» (اسم) و «پرست» (بن مضارع از پرستیدن) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای کلمه بتپرست در جدول ۶ حرف دارد. بسته به تعداد حروف طراح جدول، کلمات صنمپرست یا وثنی نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در متون قدیمی و دینی انگلیسی گاهی از واژه Heathen نیز استفاده شده است و صفت آن به صورت Idolatrous میآید.
به عربی
در زبان عربی اصنام به مجسمههای تراشیده شده و اوثان به بتهای سنگی بیشکل اطلاق میشود.
به فارسی
واژه بتپرست یک صفت مرکب فاعلی مرخم در زبان فارسی اصیل است. کلمه «بُت» خود تغییریافته واژه «بُدّ» (اشاره به تندیسهای بودا در مشرقزمین) است و «پرست» از ریشه ایرانی باستان به معنی خدمت و ستایشگری است.
نماد چیست
در تاریخ ادیان ابراهیمی، گوساله سامری بزرگترین نماد بتپرستی و انحراف از توحید است. همچنین بتهای سهگانه جاهلیت (لات، عزی و منات) نماد شرک پیش از اسلام بودند. در نگاه اخلاقی مدرن، بتپرستی نماد ترجیح مادیات و هوا و هوس بر ارزشهای والای انسانی و الهی است.
جمعبندی و توضیح کامل بت پرست
واژه بتپرست در فرهنگ لغات فارسی به کسی اطلاق میشود که مجسمهها، صورتهای تراشیده شده سنگی و چوبی یا مظاهر مادی را به عنوان معبود و خدای خود ستایش میکند. ریشه این واژه مرکب به ایران باستان و کلمه «بُدّ» (تندیسهای بودا) برمیگردد که با مفهوم خدمت و ستایشگری ترکیب شده است. اگرچه خود لفظ فارسی بتپرست در قرآن نیامده، اما مفاهیم معادل آن مانند عابد الاصنام و مشرک به وفور مورد بحث قرار گرفتهاند.
این کلمه علاوه بر معنای اصیل دینی و کلامی خود، در ادبیات فارسی و زبان مدرن کاربردهای کنایی و مجازی گستردهای دارد. در شعر کلاسیک، شعرا گاهی به کنایه عاشقِ دلباخته را بتپرست و معشوقِ زیبارو را بت نامیدهاند. در دنیای امروز نیز این اصطلاح برای توصیف وابستگیهای افراطی، کورکورانه و متعصبانه افراد به پول، قدرت، یک شخص خاص یا ایدئولوژیهای مادی به کار میرود که نوعی شرک مدرن تلقی میشود.