یعنی چه
واژهٔ مستهام صفت و اصطلاحی ادبی است و به کسی اشاره دارد که از شدت دلباختگی، محبت زیاد یا اندوه عشق، دچار حیرت و سرگشتگی شده و آرام و قرار خود را از دست داده است. این کلمه نشاندهندهٔ اوج شیدایی و ازخودبیخودشدگی در فضای عاشقانه و عرفانی است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مُستَهام (mōs-ta-hām / mostahām) با ضمه روی حرف میم و فتح روی حروف ت و ه است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژهٔ مستهام معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «عاشق سرگردان»، «شیفته و شیدا» یا «واله و حیران» به کار میرود و دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال حس مستهام از واژههایی استفاده میشود که شدتِ تسلیمِ عشق شدن و از دست رفتن تمرکز ذهنی به خاطر دلباختگی را نشان میدهند.
به عربی
این واژه ریشهٔ اصیل عربی دارد (از باب استفعال و ریشه هـ ی م) و در عربی فصیح نیز دقیقاً به همین معنای عاشقِ بیقرار و آشفتهدل به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی معادل دقیق یککلمهای ادبی برای آن کمتر رایج است، اما ترکیبات و واژههایی که مفهوم سودازدگی و مستی از عشق را برسانند برای ترجمه آن استفاده میشوند.
به فارسی
برگردانها و جایگزینهای دقیق فارسی این واژه شامل کلماتی چون دلباخته، سرگردان، شیدا، واله، مفتون و حیران است که همگی احوالات یک عاشق بیقرار را توصیف میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل مستهام
واژهٔ «مُستَهام» یک صفت فصیح و ادبی با ریشهٔ عربی (از مادهٔ هیم و استهام) است که به طور گسترده به ادبیات کلاسیک، شعر و عرفان فارسی وارد شده است. این کلمه به انسانی اشاره دارد که از شدت عشق، دلباختگی و اشتیاق فراوان، عقل و هوش عادی خود را از دست داده و در بیابانِ طلبِ معشوق، سرگردان و حیران گشته است.
اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده، اما ریشهٔ آن در توصیف احوال پریشان و سرگردان کاربرد دارد. در متون عرفانی و صوفیانه، مستهام نماد عاشقِ صادق و بیقراری است که به طور کامل تسلیم محض معشوق شده و آرامش دنیوی را فدای جذبهٔ محبت کرده است.