یعنی چه
در لغت به معنای سحرشده و کسی است که بر اثر جادو عقلش دگرگون شده باشد، اما در اصطلاح عام و ادبی امروزی به معنای شیفته شدن، دلباخته شدن و مجذوب گشتن بهقدری است که اختیار یا توجه کامل فرد درگیر شود.
تلفظ
تلفظ واژهٔ مسحور بهصورت [مَسْ.حُور] است که همراه با فعل کمکی «شدن» ساختار فعلی مجهول را تشکیل میدهد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند جادوشده، مجذوب، مفتون، شیفته، دلباخته و سحرزده به عنوان پاسخهای هممعنی به کار میروند.
به انگلیسی
برای بیان این حالت در زبان انگلیسی از واژگانی استفاده میشود که هم مفهوم جادوی فیزیکی و هم مفهوم شیفتگی شدید را منتقل میکنند.
به عربی
این واژه خود ریشهٔ عربی دارد و اسم مفعول از فعل «سَحَرَ» است.
به فارسی
واژگان و برگردانهای اصیل فارسی برای این عبارت شامل «افسون شدن»، «فریفته شدن»، «دلباخته گشتن» و «در بندِ سحر افتادن» است.
در قرآن
واژهٔ «مسحور» چند بار در قرآن به کار رفته است؛ از جمله در سوره اسراء آیه ۱۰۱ که فرعون به موسی میگوید: «إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَىٰ مَسْحُورًا» (ای موسی، من گمان میکنم تو جادو شدهای) و همچنین در سوره فرقان آیه ۸ که ستمگران پیامبر اسلام (ص) را مردی جادوشده میخواندند.
جمعبندی و توضیح کامل مسحور شدن
عبارت «مسحور شدن» ترکیبی از یک اسم مفعول عربی (مسحور از ریشه س-ح-ر) و فعل کمکی فارسی است که در سیر تحول زبانی خود، از معنای مادی و اولیهٔ «تحت تاثیر جادو قرار گرفتن و اختلال عقل» به یک مفهوم استعاری و ادبی زیباتر یعنی «شدت جذابیت، شیفتگی و تسلیم محض در برابر زیبایی» دست یافته است.
در متون کهن و تفاسیر قرآنی، این واژه بیشتر جنبهٔ منفی داشته و نشاندهندهٔ سلب اختیار عاقلانه توسط نیروهای غریبه یا اتهام منکران به پیامبران بوده است. اما در ادبیات عرفانی و کاربرد امروزی، نمادی از محو شدن در حقیقت، جذب الهی و کشش عمیق قلبی به یک پدیدهٔ شگفتانگیز مانند هنر یا طبیعت است.