یعنی چه
شش جهت در لغت به معنای شش سوی اصلی فضا است که شامل جلو (پیش)، عقب (پس)، چپ، راست، بالا (زبر) و پایین (زیر) میشود. در اصطلاح ادبی، فلسفی و عرفانی، این تعبیر کنایه از کل جهان محسوس، ابعاد سه بعدی مادی و محدودیتهای ادراک حسی و عقل استدلالی انسان است که در برابر جهان معنا و بیجهتی قرار میگیرد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «شَش جَهَت» (واکه کوتاه فتح در هر دو بخش) یا در گویش معیوب و رایج دیگر «شِش جَهَت» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ دقیق برای پنج حرف «شش جهت» است. همچنین از «جهات سته» یا «شش سو» نیز به عنوان جایگزین استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم ساختاری از ترکیبهای عبارتی فوق استفاده میشود.
به عربی
در متون عربی، فلسفی و دینی از تعبیر الجهات الست به فراوانی یاد شده است.
به فارسی
معادلهای اصیل و جایگزین فارسی این اصطلاح شامل واژگانی چون ششسو، ششطرف، ششدره و آفاق یا کرانههای عالم پیرامون است.
نماد چیست
در سنتهای عرفانی و ادبی (بهویژه در اشعار مولانا و حافظ)، شش جهت نماد بند، حصار، زندان تن و محدودیتهای دنیای مادی است که انسان را در خود محبوس کرده است. در این دیدگاه، تنها عشق و شهود عرفانی میتوانند انسان را از این تنگنای ششجهتی به عالم بیجهتی و ماوراءالطبیعه پرواز دهند.
جمعبندی و توضیح کامل شش جهت
اصطلاح «شش جهت» در اصل آمیزهای از شمارواژه فارسی (شش) و اسم عربی (جهت) است که در ساختار فضا به شش سوی اصلی شامل پیش، پس، چپ، راست، بالا و پایین دلالت دارد. این واژه فراتر از تعریف هندسی محض، در جهانبینی سنتی، عرفان اسلامی و ادبیات فارسی جایگاه ویژهای یافته و همواره به عنوان مظهری از کل جهان محسوس و سهبعدی شناخته میشود.
در شعر و ادبیات کلاسیک، شش جهت اغلب بار معنایی کنایی دارد و به عنوان نمادی از محدودیتهای عقل و گرفتاریهای مادی انسان در این دنیا به کار میرود؛ به طوری که رهایی از آن و رسیدن به ساحت «لاجهت» یا بیجهتی، غایت سلوک عرفانی به شمار میآید. این ترکیب مستقیماً در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم فرامکانی مرتبط با آن در تفاسیر مورد بحث قرار گرفته است.