یعنی چه
زخمی صفت نسبی (زخم + ی) است و به کسی یا چیزی گفته میشود که دچار جراحت، آسیب یا صدمه شده باشد. این واژه در ادبیات و تداول عامه، هم برای جراحتهای جسمی بدن و هم به صورت مجازی برای آسیبهای روحی، عاطفی و دلشکستگیها به کار میرود. همچنین در اصطلاح عامیانه به میوهها یا وسایلی که در اثر حملونقل صدمه دیدهاند نیز زخمی میگویند.
مترادف
واژههایی که مفهوم جراحت و آسیبدیدگی را رسانده و میتوانند در متون مختلف جایگزین این کلمه شوند.
متضاد
کلماتی که بیانگر صحت، سلامت کامل و عدم وجود هرگونه جراحت یا آسیب هستند.
ریشه
این واژه کاملاً فارسی و یک صفت نسبی است که از ترکیب اسم «زخم» به همراه «ی» صفتساز تشکیل شده است. ریشهٔ اولیه واژهٔ زخم به زبانهای ایرانی باستان بازمیگردد و برخلاف برخی تصورات، اصالت فارسی دارد.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای «مجروح» یا «آسیبدیده»، کلمه ۴ حرفی «زخمی» یک پاسخ دقیق و متداول است.
به انگلیسی
بسته به نوع و بافت متن (جسمی، پزشکی، تصادف یا عاطفی)، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد.
به عربی
در زبان عربی، واژههای مشتق از ریشه «جرح» دقیقترین معادلها برای بیان این مفهوم هستند.
جمعبندی و توضیح کامل زخمی
واژهٔ «زخمی» یکی از صفات پرکاربرد در زبان فارسی است که اصالتی ریشهدار در زبانهای ایرانی باستان دارد. این کلمه در وهلهٔ اول به هر نوع جراحت، بریدگی یا آسیب فیزیکی وارد شده بر بدن انسان، حیوان و حتی در تعابیر عامیانهتر به آسیبدیدگی میوهها و اشیاء دلالت میکند. در کاربردهای طراحان جدول نیز به عنوان یک واژه اصیل چهار حرفی شناخته میشود.
علاوه بر معنای مادی، «زخمی» در ادبیات، عرفان و فرهنگ عامه بار معنایی و نمادین عمیقی دارد. تعابیری چون «مرغ زخمی»، «دل زخمی» یا «روح زخمی» نمادهایی از مظلومیت، رنج، ایستادگی در برابر سختیها و شکستهای عاطفی هستند. در نگاه عرفانی، دلی که از درد فراق و عشق الهی مجروح شده است، آمادگی بیشتری برای پذیرش التیام، رحمت و انوار معنوی دارد.