یعنی چه
این عبارت ترکیبی به استخوانهای بخش پایینی پای گوسفند (از ناحیه ساق تا مچ و سم) اشاره دارد. در فرهنگ عامه و اصطلاحات قدیمی، این عبارت دقیقاً به استخوان ششوجهی و کوچک مفصل مچ پای گوسفند اشاره میکند که به آن «قاپ» یا «بجول» میگویند.
تلفظ
تلفظ روان این عبارت به صورت [os-to-khāne pāche-ye go-safand] است.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، عبارت «استخوان پاچه گوسفند» دقیقاً یک پاسخ ۱۷ حرفی است. با این حال، طراحان جدول ممکن است برای اشاره به این مفهوم از کلمات کوتاهتری مانند قاپ یا بجول نیز استفاده کنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد آشپزی یا آناتومی و بازی، از معادلهای متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به پاچه گوسفند «کوارع» میگویند و استخوان مفصل مچ پای آن که معادل قاپ است، «کعب» نامیده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل، برای استخوان خاص مچ پای گوسفند واژههای دقیق و مفردی نظیر «قاپ»، «بُجول»، «بُژول» و «شتالنگ» به کار میرود.
نماد چیست
این استخوان (بهویژه بخش قاپ آن) در فرهنگ عامه و تاریخ سنتی ایران نمادی از شانس، برد و باخت، و دگرگونی روزگار است. چهار وجه اصلی این استخوان در بازیها (بوک، جیک، اسب، خر) نمادی از رتبهها و موقعیتهای متغیر زندگی انسان به شمار میرفتند.
جمعبندی و توضیح کامل استخوان پاچه گوسفند
عبارت «استخوان پاچه گوسفند» در فرهنگ و زبان فارسی دو کاربرد و معنای متمایز دارد. از یک سو در زمینه آشپزی به استخوانهای بخش ساق و مچ گوسفند اطلاق میشود که همراه با گوشت پاچه در پخت غذاهای سنتی مانند کلهپاچه استفاده میگردد و منبعی غنی از ژلاتین و مواد مغذی است.
از سوی دیگر، در فرهنگ عامه، مردمشناسی و بازیهای قدیمی، این عبارت به طور خاص اشاره به استخوان مکعبمستطیل شکل و ششوجهی کوچک در مفصل مچ پای گوسفند دارد که به آن «قاپ» یا «بجول» میگویند. این استخوان کوچک به دلیل ساختار هندسی منحصربهفردش، ابزار اصلی بازی سنتی و قدیمی «قاپبازی» بوده و در ادبیات کنایی ایران نیز نمادی از شانس، طالعبینی و فراز و نشیبهای زندگی به شمار میرود.