یعنی چه
آشنایی در زبان فارسی به کیفیت یا حالت آشنا بودن اشاره دارد؛ یعنی شخص نسبت به یک فرد، موضوع یا محیط، شناخت و آگاهی مقدماتی پیدا کرده و از حالت بیگانگی خارج شده است. در ادبیات و عرفان نیز به معنای پیوند ارواح و محرم راز شدن به کار میرود.
مترادف
واژههای فوق در کاربردهای مختلف (چه در علم و آگاهی و چه در روابط اجتماعی) هممعنی آشنایی هستند.
هم خانواده
این کلمات از ریشه مشترک در زبان فارسی میانه و باستانی مشتق شدهاند.
در جدول
پاسخ اصلی و دقیق برای پرسشهای جدول کلمات متقاطع با شش حرف، خود واژه «آشنایی» است.
به انگلیسی
بسته به متن، کلمه Acquaintance برای افراد آشنا و Familiarity برای اطلاعات و دانش به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به بار معنایی کلام، واژههای متعددی معادل آشنایی قرار میگیرند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی این کلمات دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم آشنایی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل آشنایی
واژهٔ زیبا و اصیل «آشنایی» ریشه در تاریخ کهن زبانهای ایرانی دارد و حاصل مصدر از کلمه «آشنا» (در فارسی میانه āšnāg) است. این کلمه در دو قلمرو عمده کاربرد دارد؛ از یک سو در روابط اجتماعی به معنای نخستین گامهای ارتباط، معارفه و شروع دوستی است و از سوی دیگر در حوزه دانش و آگاهی، به معنای داشتن اطلاع اولیه و معرفت نسبت به یک علم یا موضوع خاص به کار میرود.
در فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران، آشنایی فراتر از یک شناخت سطحی، به عنوان نمادی از پیوند باطنی ارواح، همدلی و مَحرمِ راز شدن توصیف میشود که نقطه مقابل بیگانگی و نامحرمی قرار میگیرد. اگرچه خود این لفظِ فارسی در قرآن نیامده، اما مفهوم عمیق آن در قالب واژههایی چون «تعارف» (به هم شناخت پیدا کردن) به عنوان یکی از اهداف آفرینش انسانها برای زیست مسالمتآمیز مطرح شده است.