یعنی چه
«نوع بشر» یک ترکیب وصفی یا اضافه به معنای جنس انسان، کل آفریدگان انسانی، بشریت و نسل آدم است. در علم منطق و فلسفه، بشر یا انسان به عنوان یک «نوع» در ذیل جنس «حیوان» (به معنی موجود زنده) تعریف میشود که اشاره به کلیت جامعهٔ انسانی و ویژگیهای مشترک تمام انسانها فارغ از نژاد و جغرافیا دارد. از آنجا که این کلمه واژهای معمولی و کلاسیک است، نیازی به مثال دیجیتال یا روزمره ندارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «نَوعِ بَشَر» (now-e bashar) است که در آن واژهٔ اول با فتح نون و سکون واو و واژهٔ دوم با فتح با و شین خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ دقیق برای راهنمای «نوع بشر»، خود کلمهٔ «نوع بشر» با ۶ حرف است. بسته به تعداد حروف، کلماتی مانند بشریت، بنیآدم یا آدمیزاد نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به مفهوم کل انسانها به عنوان یک مجموعه واحد از این اصطلاحات معتبر استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بیان این مفهوم از ریشههای همخانواده یا تعابیر مشابه استفاده میشود که به کل جنس انسان اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی یا عبارات رایج در ادبیات فارسی برای این اصطلاح شامل کلماتی چون آدمیزاد، بنیآدم، مردمان، کل انسانها و بشریت است.
در قرآن
عبارت ترکیبی «نوع بشر» به صورت صریح در قرآن نیامده است، اما واژهٔ «بشر» به صورت مفرد ۳۷ بار در قرآن به کار رفته است. در بافتار قرآنی، واژهٔ «بشر» معمولاً برای اشاره به بعد مادی، جسمانی و خلقت ظاهری انسان (مانند آیهٔ ۲۸ سوره حجر: «إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ») استفاده میشود، در حالی که واژهٔ «انسان» بیشتر به ابعاد روحی، فکری و اخلاقی او نظر دارد. همچنین مفاهیمی مثل «بنیآدم» و «الناس» به کل انسانها اشاره میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل نوع بشر
عبارت «نوع بشر» یک ترکیب مفهومی عمیق در زبان و ادبیات فارسی است که از دو واژه با ریشهٔ عربی (نوع به معنی گونه و بشر به معنی انسان) ساخته شده است. این اصطلاح در علم منطق، فلسفه و متون ادبی برای اشاره به کل جامعهٔ انسانی به عنوان یک کل واحد و متمایز از سایر جانداران استفاده میشود. از نظر ریشهشناسی، واژهٔ بشر با ظاهر و پوست بدن انسان مرتبط است، زیرا انسان برخلاف سایر حیوانات پوستی نمایان دارد.
در نمادشناسی و ادبیات، نوع بشر یادآور مفاهیمی همچون وحدت انسانها، سرنوشت مشترک، مسئولیتهای اخلاقی همگانی و همچنین ضعف و فانی بودن انسان خاکی است. اسطورههایی مانند حضرت آدم و حوا به عنوان نخستین جفت، یا طرحهای علمی و مدرنی مثل ژنوم DNA و کره زمین، همگی به عنوان نمادهای کل این گونهٔ زیستی شناخته میشوند.