یعنی چه
بیقباحت صفت مرکبی است برای توصیف فردی که زشتی و وقاحت اعمال یا رفتار خود را متوجه نمیشود و نسبت به هنجارهای اخلاقی و اجتماعی کاملاً بیتفاوت یا بیحیا است.
تلفظ
این واژه از پیشوند نفی فارسی «بی» و واژه عربی «قباحت» تشکیل شده و به صورت [bi-qabāhat] تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول بر اساس تعداد حروف، خودِ واژه «بی قباحت» با ۷ حرف یا مترادفهای آن است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از واژگانی که مفهوم بیشرمی یا عدم درک وقاحت را میرسانند برای ترجمه این صفت استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از عبارات صفت سلبی برای رساندن مفهوم کسی که شرم و حیا ندارد استفاده میگردد.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل بیشرم، بیحیا، گستاخ، باوقاحت و پررو هستند که همگی بر فاقد شرم بودن دلالت دارند.
در قرآن
عین واژه «بیقباحت» در قرآن کریم وجود ندارد؛ اما همخانواده آن از ریشه (قبح) به صورت «المَقبوحین» (به معنی زشتشدگان و راندهشدگان) در آیه ۴۲ سوره مبارکه قصص آمده است. همچنین مفاهیم مشابهی چون فحشاء، منکر و فاحشه بارها برای بیان زشتیهای اخلاقی به کار رفتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل بی قباحت
واژه «بیقباحت» یک صفت مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند سلبی «بی» و اسم مصدر عربی «قباحت» (از ریشه قبح به معنی زشتی) ساخته شده است. این کلمه در اصطلاح و لغتنامههای معتبری چون دهخدا، به معنای کسی است که زشتی، بدی یا ناپسندی رفتار خود را درک نمیکند یا اساساً نسبت به هنجارهای اخلاقی جامعه بیاعتنا و بیتفاوت است.
در کاربردهای روزمره و ادبی، این واژه معادل مفاهیمی چون بیشرمی، بیحیایی و گستاخی قرار میگیرد و به عنوان نمادی از سقوط معیارهای اخلاقی و رفتاری در یک فرد شناخته میشود. اگرچه خود این ترکیب در متون دینی یا قرآن به چشم نمیخورد، ریشه عربی آن ناظر بر طردشدگی و زشتی اعمال است.
به طور کلی، این واژه در ساختار معمای جدولها یا متون کهن به عنوان یک صفت دقیق برای توصیف افرادی به کار میرود که ترسی از قضاوت منفی دیگران درباره رفتارهای ناپسند خود ندارند و مرزهای حیا را زیر پا میگذارند.