یعنی چه
بو جهل (مخفف ابوجهل) در لغت به معنای «پدرِ جهل و نادانی» است. این واژه در اصل لقب تاریخی «عمرو بن هشام مخزومی» از سران قریش و دشمنان سرسخت پیامبر اسلام (ص) بود که به دلیل لجاجت و عناد شدیدش در برابر حقیقت، توسط مسلمانان به این نام خوانده شد. امروزه در زبان فارسی این اصطلاح به عنوان کنایه و مَثَل برای افراد بسیار نادان، متعصب و ستیزهجو با حق به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [بو جَ هل] است که در آن حرف جیم دارای فتحه و حرف هاء ساکن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه به صورت ۵ حرفی (ب و ج ه ل) یا در شکل کاملتر آن یعنی ابوجهل به صورت ۶ حرفی میآید و معمولاً با راهنماهایی نظیر «نماد جهل و عناد در صدر اسلام» یا «لقب عمرو بن هشام» پرسیده میشود.
به انگلیسی
برای اشاره به شخصیت تاریخی از نام خاص Abu Jahl یا Amr ibn Hisham استفاده میشود و برای توصیف معنای کنایی آن از واژههایی مانند Ignorant یا Extremely foolish بهره میبرند.
به عربی
این واژه ریشه کاملاً عربی دارد و در متون عربی به صورت «أبو جهل» نوشته میشود. نام اصلی او در دوران جاهلیت «ابوالحَکَم» (صاحب حکمت) بود که به دلیل لجاجتهایش، پیامبر اسلام او را ابوجهل نامیدند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، برای اشاره به این شخصیت تاریخی و ادبی از عبارت Ebu Cehil استفاده میشود که دقیقاً معادل همان لفظ عربی و فارسی است.
در قرآن
نام «ابوجهل» به صورت صریح و مستقیم در متن قرآن کریم ذکر نشده است و از این حیث وضعیت نامشخص و ارجاع غیرمستقیم دارد. با این حال، مفسران و اهل تحقیق بر اساس شأن نزول آیات، بیش از ۳۰ آیه را در نکوهش کارشکنیها، تمسخرها و دشمنیهای او دانستهاند؛ از جمله آیاتی در سورههای علق، مدثر و انفال که به رفتارهای ستیزهجویانه او اشاره دارند و مفسران او را مصداقی از پیشوایان کفر (أئمة الکفر) معرفی کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل بو جهل
واژه «بو جهل» یا ابوجهل در فرهنگ و ادبیات اسلامی و فارسی، فراتر از یک نام تاریخی، به یک نماد و اصطلاح کنایی تبدیل شده است. این نام متعلق به عمرو بن هشام، یکی از ثروتمندان و متنفذین قریش در مکه بود که به دلیل دانش و هوشش در دوران جاهلیت او را «ابوالحکم» مینامیدند؛ اما ایستادگی سرسختانه و متعصبانه او در برابر دعوت پیامبر اسلام (ص) باعث شد که به این لقب تحقیرآمیز یعنی «پدر نادانی» مشهور شود.
در ادبیات فارسی، شاعران بزرگی همچون مولانا از تقابل ابوجهل و ابوالحکم برای تبیین مفهوم «جهل مرکب» و حسادت استفاده کردهاند. جاهل بودن در این تعبیر، به معنای بیسوادی یا کمبود هوش نیست، بلکه به معنای ستیزهجویی آگاهانه با حقیقت و ترجیح دادن تاریکی تعصب بر روشنایی واقعیت است.
امروز وقتی در زبان عامه یا متون ادبی از واژه «بوجهل» استفاده میشود، اشاره به فردی است که با وجود روشن بودن دلایل و براهین، همچنان بر موضع اشتباه خود پافشاری میکند و لجاجت کورکورانه را بر عقلانیت مقدم میشمارد.