یعنی چه
متفرق ساختن به معنی پاشاندن یک گروه یا جمعیت، از بین بردن تمرکز و اتحاد یک مجموعه، و جدا کردن افراد یا اشیا از همدیگر است به طوری که از حالت انسجام خارج شوند.
تلفظ
تلفظ این عبارت فعل مرکب به صورت [motafarreq sākhtan] است که «متفرق» واژهای عربی بر وزن مُتَفَعِّل و «ساختن» فعلی فارسی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «متفرق ساختن» میتوان از پاسخهایی چون پراکندن، تارومار کردن، پخش کردن یا تفریق کردن استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، واژههای disperse برای متفرق کردن جمعیت، scatter برای پخش کردن اشیا و disband برای منحل کردن گروه یا سازمان به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی از مصادر و افعالی همچون تفریق، تشتيت، تبدید و بعثرة برای رساندن مفهوم از هم پاشاندن و پراکنده ساختن استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این واژه عبارتند از: پراکندن، تاراندن، پاشاندن، گسستن و پریشیدن که همگی مفهوم از بین بردن تجمع را میرسانند.
نماد چیست
این عبارت در مفاهیم نمادین و کاربردهای اجتماعی، نشانهٔ از بین رفتن یکپارچگی، فروپاشی نظم، ایجاد تفرقه و آشفتگی در میان یک امت یا جامعه به شمار میرود و نقطه مقابل انسجام و وحدت است.
جمعبندی و توضیح کامل متفرق ساختن
عبارت «متفرق ساختن» یک مصدر مرکب زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «متفرق» (برآمده از ریشه فرق) و فعل فارسی «ساختن» پدید آمده است. این اصطلاح دقیقاً به معنای برهم زدن تجمع افراد، اشیا یا گروهها و فرستادن آنها به جهتهای مختلف است، به طوری که اتحاد و یکپارچگی اولیه آنها از بین برود.
در متون دینی و قرآنی، گرچه خود این ترکیب فارسی وجود ندارد، اما مشتقات همخانواده آن مانند «مُتَفَرِّقَة» و «مُتَفَرِّقُون» به کار رفتهاند که بر پراکندگی و تعدد دلالت دارند. این واژه در ادبیات فارسی کاربرد گستردهای دارد و در بازیهای جدول کلمات متقاطع معمولاً با واژههایی نظیر پراکندن، پخش کردن و تاراندن همپوشانی دارد.