یعنی چه
این ترکیب در فرهنگهای ادبی کنایه از معشوق گندمگون و ملیحی است که رفتاری تند و بیرحم دارد. همچنین در رنگشناسی کهن به رنگ سبز بسیار تیره که اوج این رنگ محسوب میشده اطلاق میشده است. در معنای عام نیز به سبزیجات و گیاهان برگداری که طعم گسی دارند اشاره میکند.
در جدول
در پاسخ به سوالات طراحان جدول، این اصطلاح ترکیبی دقیقاً دارای ۶ حرف است.
به انگلیسی
برای مفاهیم گیاهی از واژه بتراگرین و برای توصیف معشوق نمکین در ادبیات از ترکیبات توصیفی متناسب با متن استفاده میشود.
به عربی
ترجمه تحتاللفظی آن در متون طبیعی الأخضر المر است و در بازگردان شعری به ویژگیهای ظاهری معشوق اشاره دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان این مفهوم رنگی یا چشایی از ترکیب اجی یشیل استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن در متون نظم و نثر شامل تعابیری همچون معشوق گندمگون، سبزهروی سرکش، سبزی زهرآلود و در لغت عامه سبزی نارس یا سبزی تلخمزه گیاهی است.
جمعبندی و توضیح کامل سبز تلخ
اصطلاح ترکیبی «سبز تلخ» از جمله واژگانی است که در لغتنامههای کلاسیک عمومی به عنوان مدخل مستقل ثبت نشده، اما در ادبیات سبک هندی (به ویژه در اشعار صائب تبریزی) کاربرد کنایی ویژهای دارد. این عبارت در شعر کهن به دو معنای عمده به کار رفته است؛ نخست نمادی برای معشوق سبزهرو، گندمگون و نمکین که با بیرحمی و تندخویی با عاشق رفتار میکند، و دوم به عنوان شاخصی برای رنگ سبز بسیار تیره مایل به سیاهی که اوج اشباع این رنگ به شمار میرفته است.
در کاربردهای عامیانه و امروزی، این ترکیب بیشتر جنبه توصیفی دارد و به گیاهان دارویی یا سبزیجات برگداری اشاره میکند که طعم تلخ یا گسی دارند. از منظر ریشهشناسی، هر دو واژه ریشه در زبانهای ایرانی باستان (فارسی میانه) دارند؛ «سبز» از واژه پهلوی sabz به معنای روینده و تازه، و «تلخ» از واژه پهلوی taxl دگرگونی یافته است و ترکیب آنها یک ساختار وصفی نوآورانه را پدید میآورد.