معنی
واژه خمی به حالت یا میزان خم بودن، انحنا داشتن و اعوجاج در چیزی اشاره دارد. این کلمه در متون لغوی و ادبی برای توصیف هر نوع دوری از خط راست و مستقیم به کار میرود.
یعنی چه
خمی حاصلمصدر از ریشه خم است و ویژگی یا خاصیت یک جسم، مسیر یا خط را نشان میدهد که صاف نبوده و دارای قوس یا زاویه انعطافپذیر باشد.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر حالت غیرمستقیم و زاویهدار بودن هستند.
متضاد
واژههایی که به معنای عدم وجود انحنا و مستقیم بودن کامل هستند.
هم خانواده
واژگان مشتق شده و همریشه با خمی در زبان فارسی.
ریشه
این واژه کاملاً پارسی است و از ریشه اوستایی و پهلوی «خم» (Kham) به معنای کج شدن یا تا شدن گرفته شده که با پیوستن «ی» حاصلمصدر به شکل «خمی» درآمده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «کجی»، «خمیدگی» یا «انحنا»، واژه ۳ حرفی «خمی» به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خمی
واژه «خمی» یک حاصلمصدر اصیل و سنتی در زبان فارسی است که از ریشه پهلوی و اوستایی «خم» مشتق شده است. این کلمه به طور دقیق به حالت، کیفیت یا میزان انحنا، کجی و اعوجاج در اشیاء، خطوط یا مسیرها اشاره دارد و نقطه مقابل مفاهیمی چون صافی و راستی هندسی قرار میگیرد.
در ادبیات فارسی، خمی علاوه بر کاربرد ظاهری، ابزاری برای تصویرسازیهای کنایی و نمادین است؛ برای نمونه، خمی قامت نمادی از پیری، تواضع یا سنگینی بار غم و عشق به شمار میرود. همچنین در ساختار لغوی، این واژه با کلماتی نظیر خمیدن و خمیده همخانواده بوده و در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان پاسخ سه حرفی برای مفهوم کجی کاربرد دارد.