یعنی چه
واژهٔ اعجن از ریشهٔ عربی «عجن» است و در لغت به مرد سالخورده و ضعیفی گفته میشود که به دلیل کهولت سن، هنگام بلند شدن ناچار است دستان خود را مانند فردی که خمیر میورزد، روی زمین فشار دهد. همچنین این کلمه به عنوان صفت برای شترهای بسیار چاق و پرگوشت و یا به عنوان فعل به معنی خمیر کرد و به فربهی رسید نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «أَعْجَن» (با فتحهٔ همزه و سکون عین و فتحهٔ جیم) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ اعجن معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «پیرمرد ناتوان که به زمین تکیه میکند» یا «شتر فربه و پرگوشت» کاربرد دارد.
به انگلیسی
با توجه به دو معنای متفاوت واژه، در حالت صفت برای انسان ضعیف از معادلهای ناتوانی و در حالت صفت برای حیوان از معادلهای چاقی استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در فرهنگلغتهای این زبان دقیقاً به همین تعابیر معنا شده است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این کلمه شامل «پیرمرد ناتوان»، «سالخوردهٔ سستبنیه»، «سرشتار (خمیرکننده)» و «حیوان چاق و پرگوشت» است.
نماد چیست
این کلمه جنبهٔ نمادین یا اسطورهای خاصی در ادبیات فارسی ندارد؛ اما ریشهٔ آن در متون عربی استعاره از آمادهسازی، ورز دادن، تغییر شکل دادن فکر و جامعه، و یا نشانهای از ضعف و کهولت سن شدید است.
جمعبندی و توضیح کامل اعجن
واژهٔ «اعجن» یک صفت مشبهه، افعل تفضیل یا فعل مشتق شده از ریشهٔ ثلاثی عربی «ع-ج-ن» (به معنی خمیر کردن، سرشتن و ورز دادن) است. این کلمه در زبان فارسی به صورت مستقل رایج و مستعمل نیست و بیشتر در فرهنگنامهها یا لغات تخصصی جدول دیده میشود.
در ریشهشناسی عربی، این واژه دو معنای تصویرسازیشدهٔ جالب دارد؛ اول به پیرمرد بسیار ضعیف و سالخوردهای اطلاق میشود که برای برخاستن از زمین باید دستانش را مانند یک خمیرگیر به زمین تکیه دهد، و دوم به شترهای بسیار چاق، فربه و پرگوشت گفته میشود. این واژه در قرآن کریم به کار نرفته است اما همخانوادههای آن در متون کهن عربی کاربرد دارند.