یعنی چه
وجود عینی در اصطلاح فلسفی به معنای تحقق واقعی و خارجی یک چیز در جهان بیرون است؛ به طوری که مستقل از فکر، تصور و ذهن انسان وجود داشته باشد و منشأ آثار و خواص واقعی گردد (مانند وجود یک درخت یا کوه در دنیای واقعی).
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت [وُ جـو دِ عـَـیْ نـی] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند وجود عینی، وجود خارجی یا عینیت به عنوان پاسخ قرار میگیرند.
به انگلیسی
در متون فلسفی و علمی انگلیسی، برای انتقال این مفهوم از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در فلسفه اسلامی دارد و در متون عربی عیناً به همین صورت یا به صورت الوجود الخارجي به کار میرود.
در قرآن
ترکیب وصفی «وجود عینی» به این صورت ساختاری در متن قرآن کریم ذکر نشده است؛ با این حال، ریشههای سازنده آن یعنی «وجد» (به معنی یافتن) و «عین» (به معنی چشم یا چشمه) بارها در آیات مختلف استفاده شدهاند و مفهوم واقعیت خارجی نیز در مباحث کلامی و تفسیری مورد توجه است.
نماد چیست
وجود عینی به عنوان یک مفهوم انتزاعی فلسفی، نماد گرافیکی یا باستانی خاصی ندارد؛ اما در معرفتشناسی نماد حقیقت ملموس، واقعگرایی (Realism) و نفی توهم و خیال محض به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل وجود عینی
اصطلاح «وجود عینی» یکی از مفاهیم پایهای در فلسفه و معرفتشناسی است که به هر چیزی اشاره دارد که در جهان خارج از ذهن انسان تشخص و تحقق واقعی دارد. در واقع، وقتی از وجود عینی یک شیء یا پدیده صحبت میشود، منظور این است که آن شیء وابسته به فهم یا تصور ما نیست و حتی اگر هیچ انسانی هم به آن فکر نکند، آن پدیده در دنیای واقعی به حیات و اثرگذاری خود ادامه میدهد.
این مفهوم دقیقاً در نقطه مقابل «وجود ذهنی» قرار میگیرد؛ وجود ذهنی شامل تمام تصورات، مفاهیم و خیالاتی است که فقط ظرفیت تحقق در ذهن انسان را دارند و منشأ آثار مادی در خارج نیستند. بررسی تفاوت این دو وجود، پایه بسیاری از بحثهای شناختشناسی و هستیشناسی را تشکیل میدهد.
از نظر ریشهشناسی، هر دو واژهٔ این ترکیب از زبان عربی وارد فارسی شدهاند و در مکاتب فلسفی بزرگ مانند حکمت متعالیه و فلسفه مشاء به عنوان ابزاری برای تبیین مرز میان واقعیتِ مشهود و تفکر انتزاعی به کار میروند.