یعنی چه
قحط شدن به معنای کاهش یافتن شدید، تمام شدن یا به سختی پیدا شدن یک کالا، منبع یا مادهٔ حیاتی (مانند آب، غذا یا کالاهای اساسی) است که منجر به تنگی معاش و بروز بحران میشود.
تلفظ
این عبارت فعلی به صورت «قَـحْـط شُـدَنْ» تلفظ میشود که واژهٔ «قحط» مصدری با سکون روی حرف حاء است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «قحط شدن» با ۶ حرف به عنوان پاسخِ راهنماهایی چون «کمیاب شدن»، «نایاب شدن» یا «مفقود گشتن» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم قحط شدن و کمیابی از اصطلاحات فوق استفاده میشود؛ همچنین برای واژهٔ پایهٔ قحطی از کلمات Famine یا Scarcity استفاده میگردد.
به عربی
ریشهٔ اصلی این واژه عربی (قَحْط) است و در زبان عربی افعالی مانند جَفَّ (خشکیدن و بیباران شدن) یا نَدَرَ (کمیاب شدن) برای این مفهوم به کار میروند.
به فارسی
معادلهای خالص یا اصطلاحات جایگزین این عبارت در زبان فارسی شامل «کمیاب شدن»، «نایاب شدن»، «دستنیافتنی شدن» و در معنای مجازی «تمام شدن» و «یافت نشدن» است.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات و فرهنگ عامه به عنوان یک نماد مستقلِ ثبتشده شناخته نمیشود؛ اما به طور کلی مظهر کمبود شدید، بحران، فقر مطلق، امتحان سخت و غضب طبیعت یا امر الهی است که تنگی معاش جامعه را نشان میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل قحط شدن
عبارت «قحط شدن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ ریشهدار عربی «قحط» (به معنی خشکسالی و تنگی) با فعل کمکی «شدن» پدید آمده است. این عبارت در اصل برای توصیف وضعیتهای بحرانی زمین، بیبارانی و از بین رفتن محصولات کشاورزی استفاده میشده، اما در کاربرد روزمره و ملموستر زبان فارسی، به نایاب یا بسیار کمیاب شدن هر نوع کالا، منبع یا نیاز اساسی جامعه اشاره دارد.
در ادبیات و مکالمات عامیانه، وقتی وسیله یا منبعی به یکباره در بازار یا در دسترس مردم ناپدید یا بسیار گران و دستنیافتنی میشود، از اصطلاح «قحط شدن» استفاده میکنند. این واژه بار معنایی منفی سنگینی از نظر اقتصادی و رفاهی دارد و نشاندهندهٔ گذر از حالت تعادل به وضعیت بحران و مضیقه است.