یعنی چه
دربدر در نقش صفت و اسم به معنای فرد آواره، بیخانمان و خانه به دوش است که منزل و مأوای ثابتی ندارد. همچنین در نقش قیدی به معنای خانه به خانه، از این در به آن در و جستوجوی بسیار شدید، دقیق و جزء به جزء به کار میرود؛ چنانکه در شاهنامه آمده است: «بگفت آن سخنها همه دربدر» یعنی نکته به نکته و تماماً.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت دَر بِ دَر (dar-ba-dar) است که یک ترکیب اتصالی مرکب در زبان فارسی میباشد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «دربدر» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون آواره، بیخانمان یا سرگردان کاربرد دارد و خود دارای ۵ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای متعددی بسته به لحن متن برای این مفهوم وجود دارد.
به عربی
کلمه مشرد اصطلاح رایج و دقیق در عربی معاصر برای اشاره به وضعیت دربدری است.
به ترکی
زبان ترکی استانبولی علاوه بر واژههای بومی، خود کلمه دربدر را نیز به عنوان وامواژه استفاده میکند.
جمعبندی و توضیح کامل دربدر
واژه «دربدر» یک ترکیب خالص و اصیل فارسی است که از ساختار اسم + حرف اضافه + اسم (در + به + در) تشکیل شده و در طول زمان به یک صفت و قید واحد تبدیل شده است. معنای تحتاللفظی آن «از خانهای به خانه دیگر رفتن» است که در مفهوم کنایی، به بیپناهی، آوارگی و نداشتن استقرار و مأوای ثابت اشاره دارد. این کلمه در ادبیات عامه و کلاسیک جایگاه ویژهای دارد.
در اشعار کهن فارسی، دربدر گاهی در نقش قید به معنی «نکته به نکته» یا «جزء به جزء» به کار رفته است، اما کاربرد رایجتر آن به عنوان صفت برای توصیف سالک یا عاشقی است که در طلب مقصود خود، بیقرار و پرسان از این سو به آن سو میرود و آرام و قراری ندارد. این واژه نمادی از غربت، دوری از اصل و وطن، و سرگردانی مفرط انسان است.