یعنی چه
سارماتها (یا سرمتها) نام یک ائتلاف بزرگ از قبایل باستانی چادرنشین و ایرانیتبار (سکایی) بود که در دوران باستان در استپهای میان رود ولگا، قفقاز و شمال دریای سیاه و خزر زندگی میکردند. این قوم به جنگاوری و سوارکاری شهرت داشتند و ریشه زبانی آنها به شاخه زبانهای ایرانی شرقی بازمیگردد.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی معمولاً به صورت «سارماتها» یا با تلفظ تاریخیتر «سَرمَتها» خوانده میشود که برگرفته از ریشه لاتین و یونانی آن است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ به پرسشهایی نظیر «قوم باستانی ایرانیتبار استپهای اروپا» یا «جانشینان سکاها»، کلمه ۸ حرفی «سارمات ها» یا شکل ۷ حرفی «سرمت ها» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به این قوم Sarmatians گفته میشود. ریشه این واژه در متون کهن به صورت Sauromatians نیز ثبت شده است.
به فارسی
در متون کهن ایرانی و ادبیات حماسی مانند شاهنامه، این قوم و سرزمینشان با نام «سَلم» یا «سرم» شناخته میشود که فرزند بزرگ فریدون بود و پادشاهی بخشهای غربی و قلمرو روم به او سپرده شد.
در قرآن
نام سارماتها در قرآن وجود ندارد. با این حال، برخی از پژوهشگران تاریخ ادیان هنگام بررسی هویت اقوام یأجوج و مأجوج، به قبایل چادرنشین و جنگاور سکایی-سارماتی در شمال قفقاز به عنوان مراجع احتمالی این هجمهها اشاره کردهاند.
نماد چیست
در فرهنگ باستانشناسی، سارماتها نماد سوارکاران زرهپوش و سبک زندگی کوچنشینی هستند. حضور پررنگ زنان در ارتش آنها الهامبخش افسانه آمازونها شد. همچنین در اساطیر ایرانی، توتم و نماد «سلم» (جد سارماتها) مار یا اژدها قلمداد شده است.
جمعبندی و توضیح کامل سارمات ها
سارماتها (یا سرمتها) یکی از مهمترین کنفدراسیونهای قومی دوران باستان بودند که از قرن پنجم پیش از میلاد تا قرن چهارم میلادی بر استپهای وسیع اوراسیا، از اورال تا پهنه شمالی دریای سیاه، فرمانروایی میکردند. این اقوامِ آریایی و ایرانیتبار به دلیل مهارت بینظیر در اسبسواری، تیراندازی و ساخت زرههای فلزی پیشرفته شناخته میشدند و نقش مهمی در تعاملات و نبردهای تاریخی با امپراتوری روم و پادشاهیهای اشکانی و ساسانی داشتند.
از نظر ریشهشناسی، نام آنها با واژه اوستایی «زرم» (به معنی پیر و مهتر) یا واژهای به معنی «مسلح به زوبین» پیوند دارد و در فرهنگ ایرانی با شخصیت «سلم»، فرزند فریدون در شاهنامه همپوشانی دارد. با هجوم هونها در سدههای چهارم و پنجم میلادی، انسجام سیاسی سارماتها از بین رفت و آنها در میان اقوام اسلاو اروپای شرقی ذوب شدند؛ به طوری که بعدها در تاریخ لهستان، مکتبی به نام «سارماتیسم» شکل گرفت که در آن اشراف خود را به این جنگاوران باستانی منتسب میکردند. امروزه مردم آسی یا اوستیا در قفقاز، نزدیکترین بازماندگان زبانی و تبارشناختی این قوم باستانی به شمار میروند.