یعنی چه
واژه «اقتنت» یک فعل ماضی، مفرد مؤنث غایب در زبان عربی (از باب افتعال) است. بسته به ریشه لغوی، دو معنای اصلی دارد: اگر از ریشه «ق ن ت» باشد به معنای «آن زن طاعت و عبادت کرد، فروتنی نمود یا دعا کرد» است. اگر از ریشه «ق ن ی» باشد به معنای «آن زن به دست آورد، مالک شد یا ذخیره کرد» میباشد.
تلفظ
این واژه به صورت اِقْتَنَتْ (Eqtanat) تلفظ میشود که حرکات آن شامل کسره در ابتدا، سکون روی قاف، فتحه روی تاء اول، فتحه روی نون و سکون روی تاء پایانی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنماهایی چون «آن زن عبادت کرد» یا «آن زن مالک شد»، کلمه پنج حرفی «اقتنت» قرار میگیرد.
به انگلیسی
در ترجمه به زبان انگلیسی، برای مفهوم طاعت و خضوع از افعالی مانند obey و worship، و برای مفهوم تملک و حیازت از افعالی نظیر acquire و own در ساختار گذشته استفاده میشود.
به عربی
در عربی فصیح و معیار، مترادفهای این فعل برای مؤنث شامل «تعبدت» و «أطاعت» در بخش مذهبی، و «امتلكت» و «إکتسبت» در بخش مادی و اکتسابی است.
به فارسی
معادلهای مستقیم فارسی این کلمه عبارتند از: «عبادت کرد»، «فروتنی نمود»، «فرمان برد»، یا در وجه دیگر «به دست آورد»، «دارا شد»، «تصاحب کرد» و «اندوخت» (که همگی دلالت بر فاعل مؤنث دارند).
در قرآن
ساختار دقیق کلمه به صورت «اقتنت» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما مشتقات و شکلهای دیگرِ ریشه «قنت» برای مؤنث دیده میشود؛ مانند آیه ۳۱ سوره احزاب به صورت «یَقْنُتْ» (وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ) و در سوره تحریم آیه ۱۲ برای حضرت مریم (ع) به صورت «الْقَانِتِینَ».
نماد چیست
این واژه در متون اخلاقی و عبادی نمادی از خضوع کامل، بندگی خالصانه، فروتنی در برابر معبود و یا در متون دیگر نماد جمعآوری توشه، کسب فضیلت و به دست آوردن داراییهای مادی و معنوی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اقتنت
واژه «اقتنت» یک واژه اصیل فارسی نیست، بلکه یک فعل ماضی عربی در صیغه مفرد مؤنث غایب از باب افتعال است که در متون مذهبی، ادبی و تحلیلهای لغوی زبان فارسی وارد شده است. این کلمه بسته به اینکه از ریشه «ق ن ت» (به معنی طاعت و فروتنی مداوم) یا از ریشه «ق ن ی» (به معنی کسب کردن و مالک شدن) مشتق شده باشد، دو بازه معنایی کاملاً متفاوت را در بر میگیرد.
در حالت اول، کلمه بر عبادت، دعا و فرمانبرداری خاشعانه یک زن دلالت دارد که نمونههای همخانواده آن مانند «قنوت» و «قانتین» در فرهنگ قرآنی بسیار آشنا هستند. در حالت دوم، واژه به معنای تملک، اندوختن ثروت، و به دست آوردن یک شیء یا فضیلت توسط یک شخص مؤنث است. این لغت به طور مستقل در مکالمات روزمره فارسی کاربردی ندارد و بیشتر در حل جداول کلمات متقاطع یا متون تخصصی صرف و نحو عربی دیده میشود.