معنی
واژه فرجا به عنوان صورتی از ریشه عربی «ف ر ج»، به معنای باز شدن تنگی، حاصل شدن آسایش پس از سختی و رهایی از اندوه است. همچنین در بافتهایی میتواند به معنای شکاف، رخنه و ایجاد فاصله یا فرجه میان دو چیز باشد.
یعنی چه
این کلمه در زبان فارسی به عنوان شکل مفعولی تنویندار (فَرَجاً) به معنی «گشایشی» یا دگرگونی واژه «فرجه» به کار میرود و بیانگر حالتِ برطرف شدن محنت یا وجود یک بازه زمانی و مکانی آزاد است.
مترادف
متضاد
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه چهار حرفی «فرجا» معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «گشایش و رهایی»، «شکاف و رخنه» یا «مهلت و فرصت» میآید.
به انگلیسی
به عربی
جمعبندی و توضیح کامل فرجا
واژه «فرجا» در فرهنگ لغات معیار فارسی به عنوان یک مدخل مستقل و پرکاربرد ثبت نشده است، بلکه ریشه در زبان عربی و ساختار سهحرفی «فرج» دارد. این کلمه عمدتاً مأخوذ از صورتِ تنویندارِ مفعولی «فَرَجاً» به معنای حصولِ گشایش، نجات از سختیها و رسیدن به آسایش است. در کاربردهای دیگر، ممکن است شکلی تغییریافته یا نزدیک به «فرجه» تلقی شود که به مفهوم شکاف، رخنه، فاصله یا مهلت اشاره دارد.
از نگاهی دیگر در بافت زبان فارسی امروز، به دلیل شباهت ظاهری و املایی، نباید این واژه را با شبهواژه و مخفف مدرن «فراجا» (فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران) که معنا و ساختاری کاملاً متفاوت دارد اشتباه گرفت.
در متون کهن و دینی، همریشههای این کلمه پدیدار شدهاند؛ هرچند در قرآن کریم این ریشه بیشتر جنبه کناییِ پاکدامنی (حفظ فروج) یا پدیدههای طبیعی مثل شکافتن آسمان (فُرِجَت) دارد، اما در ادبیات و فرهنگ عامه به عنوان نمادی از امید، پایان رنجها و مژده دهنده آسودگی پس از عسرت به کار میرود.