یعنی چه
این واژه به عنوان صفت توصیفی برای اشیا، بافتها، لباسها یا جاندارانی به کار میرود که سطحی شبیه به پوست حیوانات خزدار دارند و ویژگی اصلی آنها لطافت و انبوه بودن بافت است.
تلفظ
تلفظ این واژه از ترکیب واژهٔ «خَز» (با فتح خ و سکون ز) و پسوند تشبیهی «مانَنْد» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ مستقیم یا با معادلهایی همچون کرکی، پشمالو و مخملی شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از واژه Furry برای موجودات یا اشیای پشمالو و از Fur-like برای توصیف بافتهای مصنوعی شبیه به خز استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی کلمه فراء به معنی خز است و کلماتی مانند ذو فراء یا شبیه بالفراء برای این مفهوم به کار میروند. واژه مشعر نیز به معنی دارای مو یا پشمالو است.
به فارسی
واژگان مترادف فارسی که همگی به نوعی پوشش نرم، متراکم و لطیف اشاره دارند و میتوانند در جملات گوناگون جایگزین این ترکیب شوند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، بافتهای خز مانند همواره نمادی از ثروت، اشرافیت و صمیمیتِ همراه با گرما بودهاند. در طبیعت نیز این ویژگی نماد محافظت در برابر سرمای سخت است.
جمعبندی و توضیح کامل خز مانند
واژهٔ «خز مانند» یک صفت ترکیبی و توصیفی اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب «خز» (پوست نرم و باارزش برخی جانوران) و پسوند شباهت «مانند» شکل گرفته است. این کلمه برای اشاره به هر نوع بافت، پارچه، گیاه یا پوشش جانوری که حسی از نرمی، تراکم، پُرزداری و گرما را منتقل کند استفاده میشود.
از نظر ریشهشناسی، واژه خز قدمتی طولانی در زبانهای ایرانی دارد و حتی به زبان عربی نیز راه یافته است. تفاوت ظریفی میان معنی اصیل و کلاسیک این واژه با اصطلاحات عامیانه مدرن وجود دارد؛ در کاربرد واژهنامهای و رسمی، این کلمه صرفاً به ویژگیهای ظاهری و فیزیکیِ لطافت و پشمالو بودن اشاره دارد و فاقد هرگونه بار معنایی منفی است.
در مجموع، کاربرد این واژه در صنایع نساجی، توصیف پوششهای گیاهی و جانوری در زیستشناسی و همچنین در ادبیات داستانی برای فضاسازیهای ملموس و حسبرانگیز بسیار رایج است و نمادی از گرما، لوکس بودن و محافظت به شمار میرود.