یعنی چه
این واژه در اصل صورتِ مفعولی و تنویندارِ واژهٔ عربی «وَطَر» است و به معنای دست یافتن به هدف، برطرف شدن نیاز درونی، یا رسیدن به نهایتِ مطلوب و آرزو به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة روی حروف «و» و «ط» و همراه با تنوین نصب در آخر به صورت «وَطَراً» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «حاجت و نیاز»، «مقصود و مراد» یا «آرزو» میآید.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، میتوان از واژههایی که بیانگر نیاز، آرزو یا تحقق یک هدف هستند استفاده کرد.
به عربی
این واژه خود ریشه اصیل عربی دارد و ساختار تنویندار آن در متون فصیح به وفور دیده میشود.
به فارسی
در برگردان دقیق به فارسی معیار، میتوان آن را به واژههای اصیلی همچون «خواسته»، «کام» یا «آرزو» ترجمه کرد. عبارت مشهور «قضایِ وتر» در ادبیات فارسی نیز به معنای کامروایی و برطرف کردن نیاز است.
در قرآن
این واژه دو بار در آیه ۳۷ سوره مبارکه احزاب به صورت «وَطَراً» به کار رفته است؛ در عبارت «فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا» به معنای پایان یافتن پیوند زوجیت، برآورده شدن نیاز شرعی و طلاق گرفتن همسر پسرخوانده پیامبر (ص) تکرار شده است تا باری از دوش مؤمنان در احکام ازدواج برداشته شود.
جمعبندی و توضیح کامل وطرا
واژهٔ «وطرا» در زبان فارسی یک واژهٔ مستقل و اصیل به شمار نمیآید، بلکه شکل تنویندار و مفعولی از کلمهٔ عربی «وَطَر» است. این کلمه در لغت به معنای حاجت، نیاز، مقصود، آرزو و رسیدن به نهایتِ مطلوب یا کامروایی است. در متون کهن و ادبیات کلاسیک فارسی، ترکیباتی نظیر «قضایِ وَطَر» مکرراً به معنی برآورده ساختن حاجت و دست یافتن به خواستهٔ دل استفاده شده است.
شهرت اصلی این واژه به دلیل کاربرد صریح آن در آیه ۳۷ سوره احزاب است که در آن به اتمام رابطه زوجیت و برآورده شدن نیاز شرعی اشاره دارد. از نظر ساختاری، این واژه چهار حرفی است و در فرهنگهای لغت و طراحان جدول معمولاً به عنوان معادل انتزاعی برای مفاهیمی چون «انگیزه درونی» یا «هدف و مقصود» مد نظر قرار میگیرد.