یعنی چه
به هرگونه جانوری (مانند خرس قطبی، پنگوئن و روباه قطبی) که به طور بومی در مناطق منجمد پیرامون قطب شمال (شمالگان) یا قطب جنوب (جنوبگان) زیست میکند و ساختار بدنیاش با سرمای شدید سازگاری یافته است، حیوان قطبی میگوینع. این عبارت یک ترکیب وصفی (صفت + اسم) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف، معمولاً خودِ «حیوان قطبی» (۹ حرف) یا «جانور قطبی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به جانوران مناطق قطبی از واژگان Polar animal یا Arctic animal استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این اصطلاح به صورت «حيوان قطبي» برای مفرد و «الحيوانات القطبية» برای جمع ترجمه میشود.
به فارسی
معادلهای دقیقتر فارسی و سره برای این عبارت شامل «جانور قطبی»، «زیستمند قطبی» و «حیاتوحش قطبی» است که به جای واژه عربی حیوان، از جانور یا زیستمند استفاده میکنند.
در قرآن
عبارت «حیوان قطبی» یا اشاره مستقیم به جانوران خاص مناطق منجمد (مانند پنگوئن یا خرس قطبی) در قرآن کریم وجود ندارد. در متن قرآن صرفاً از واژههای عمومی مانند «دابّة» (جنبنده) یا «انعام» (چهارپایان) استفاده شده است.
نماد چیست
حیوان قطبی در فرهنگ عمومی و علوم طبیعی نماد استقامت، بقا و سازگاری با شرایط زیستی بسیار سخت و افراطی است. امروزه شاخصترین آنها یعنی خرس قطبی، به نماد جهانی مظلومیت طبیعت، تغییرات اقلیمی و ذوب شدن یخهای قطبی تبدیل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل حیوان قطبی
حیوان قطبی به مجموعهای از جانوران پستاندار، پرنده و آبزی اطلاق میشود که زیستگاه اصلی آنها مناطق منجمد شمالگان و جنوبگان است. این موجودات به دلیل لایههای ضخیم چربی، پوشش خز متراکم یا عایقبندی طبیعی بدن، توانایی بینظیری در تحمل دمای زیر صفر درجه و شرایط طوفانی قطب دارند.
در لغتشناسی فارسی، این عبارت یک ترکیب وصفی است که از واژه عربی حیوان (ریشه حیو به معنی دارنده جان) و صفت قطبی تشکیل شده است. امروزه این جانوران علاوه بر اهمیت زیستمحیطی، در فرهنگ عمومی به عنوان نمادهای بارز بقا و سرسختی شناخته میشوند و به دلیل بحرانهای اقلیمی، توجه ویژهای در سراسر جهان به حفظ بقای آنها معطوف شده است.