یعنی چه
عبارتی حکیمانه و کنایی در زبان فارسی و شاهنامه فردوسی است که به معنای پرداختن قرض و بدهیِ عقل و اندیشه است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که فردی به گمان خود به نهایتِ علم و کمالِ دانایی رسیده و ادعای بینیازی از آموختن بیشتر دارد.
تلفظ
این عبارت به صورت ترکیبِ مضاف و مضافالیهی و یک فعل گذشته خوانده میشود: فام (با فتح فاء) + خِرَد (با کسر خاء و فتح راء) + توختَم (با ضم تاء و سکون واو و خاء).
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول و حلکنندگان آن، عبارت ۱۱ حرفی «فام خرد توختم» یا شکل دیگر آن «وام خرد توختم» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم کنایی از اصطلاحاتی چون تسلط کامل بر دانش یا پرداخت دین عقل استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی این مفهوم با عباراتی معادلِ ادا کردن حق حکمت و دانایی یا تسویه کردن بدهی عقل توصیف میشود.
به فارسی
برگردان و معادلِ روان فارسی این عبارت، «حقِ دانش را ادا کردن» یا «به کمالِ دانایی رسیدن (به گمان خود)» است.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ و ادبیات ایرانی نماد لحظهای است که انسان دچار غرور علمی شده و تصور میکند دیگر به آموزش نیاز ندارد؛ اما روزگار با چرخشی ناگهانی او را دوباره در مقام شاگردی مینشاند.
جمعبندی و توضیح کامل فام خرد توختم
عبارت «فام خرد توختم» که در برخی نسخههای شاهنامه فردوسی به صورت «وام خرد توختم» نیز ضبط شده، یک اصطلاح کنایی و بسیار عمیق در ادب پارسی است. واژه «فام» یا «وام» در زبان پهلوی به معنی قرض، دین و تکلیف است و «توختن» به معنای پرداخت کردن و تسویه کردن؛ بنابراین عبارت رویهمرفته به معنای «بدهی عقل خود را پرداخت کردم» میباشد.
فردوسی بزرگ این عبارت را در بیتی معروف به کار برده تا نکوهشی بر غرور علمی و ادعای بینیازی از آموختن باشد: «چو گویی که وام خرد توختم / همه هرچه بایستم آموختم | یکی نغز بازی کند روزگار / که بنشاندت پیش آموزگار». این مفهوم به ما یادآور میشود که مسیر دانایی هیچگاه پایان نمیپذیرد و هر زمان که انسان تصور کند همه چیز را آموخته، روزگار درس جدیدی به او خواهد داد.