معنی
مأنوس به شخص یا چیزی گفته میشود که به دلیل تکرار و همنشینی، حس بیگانگی را از بین برده و جایش را به آرامش، الفت و دلگرمی داده باشد؛ یعنی کسی که با محیط یا فردی خو گرفته یا حیوانی که اهلی و رام شده است.
یعنی چه
این واژه در حقیقت توصیفکنندهٔ حالتِ از بین رفتن تنهایی و وحشت است. وقتی میگوییم فرد با کتاب مأنوس است، یعنی با آن انس و خلوت دائمی دارد و کتاب همدم اوست.
مترادف
تلفظ
این کلمه دارای همزهٔ ساکن در هجای اول است و به صورت مَأ-نُوس تلفظ میشود.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
سرهنویسان و لغتشناسان فارسی در برابر این واژهٔ عربی، از معادلهای اصیلی چون «خوگر»، «همدم»، «دمساز» و «آشنا» استفاده میکنند.
نماد چیست
مأنوس در فرهنگ عامه نماد فیزیکی خاصی ندارد، اما در متون ادبی و عرفانی، نمادِ از بین رفتن غربت، دلگرمی روحی و رسیدن به سکینه و آرامش در محضر حق و دوستیهای پایدار است.
جمعبندی و توضیح کامل مأنوس
واژهٔ «مأنوس» از ریشهٔ عربی «اُنس» (أ ن س) گرفته شده و اسم مفعول است. مفهوم مرکزی این کلمه، خروج از حالت وحشت، تنهایی و بیگانگی و ورود به حالت آرامش، آشنایی و صمیمیت است. در زبان فارسی، این کلمه کاربرد گستردهای در ادبیات و گفتارهای روزمره دارد و برای توصیف پیوندهای عمیق عاطفی انسان با انسانهای دیگر، کتاب، طبیعت یا یک محیط خاص به کار میرود.
اگرچه خودِ لفظ «مأنوس» به این شکل در قرآن نیامده، اما ریشهٔ آن در قالب افعال و کلماتی چون «إنسان» و «تستأنسوا» به وفور دیده میشود که همگی بر تمایل ذاتی بشر به ارتباط، الفت و همزیستی دلالت دارند. در تقابل با واژهٔ «نامأنوس» یا «وحشی»، مأنوس نشاندهندهٔ اهلی بودن، سازگاری و تعامل نزدیک است.