یعنی چه
باشلاق (که شکل اصلی آن باشلق یا باشلیق است) سه معنای رایج دارد: اول، کلاه نوکتیزی که به شنل یا جامه متصل است و گردن و گوشها را میپوشاند؛ دوم، بالاپوش، ردا یا پالتوی نمدی و پشمین چوپانان در برخی گویشهای بومی؛ سوم، در فرهنگ عشایری و سنتی به عنوان مجاز از شیربها، مهریه یا وجه نقدی که داماد به خانواده عروس میدهد به کار میرود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی معمولاً به صورت باشلاق یا باشلق (bāš-loq) و گاهی باشلیق تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه باشلاق به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهای 'کلاه متصل به شنل'، 'پوشش سر چوپانان' یا 'شیربها' کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه، در حالت کلاه متصل به جامه از Hood یا Bashlyk و در مفهوم نظامی از Helmet استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای معنای سرپوش و کلاه متصل به لباس واژه 'برنس' و برای معنای وجه سنتی ازدواج واژه 'مهر' یا 'نقد' معادلهای مناسبی هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل سرپوش، کلاه پیوسته به شنل، بالاپوش نمدی، و در اصطلاح اجتماعی 'شیربها' یا 'خونبها' (در برخی بافتهای عشایری) است.
نماد چیست
در تاریخ پوشاک (بهویژه دوران هخامنشیان و سکاها) این واژه نماد سرپوش جنگی و حفاظت در برابر سرما و باد است. در ادبیات داستانی معاصر (مانند رمان کلیدر) نیز به عنوان نمادی از سنّتهای مادی ازدواج و روابط عشایری (شیربها) به تصویر کشیده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل باشلاق
واژه «باشلاق» که در اصل لغتنامهها بیشتر به صورت «باشلق» یا «باشلیق» ثبت شده، یک واژه با ریشه ترکی است. این کلمه از ترکیب «باش» (به معنی سر) و پسوند «لق/لیق» ساخته شده و در لغت به معنای «آنچه به سر مربوط میشود» یا همان سرپوش است. این واژه در سیر تاریخی خود وارد زبان فارسی شده و در لغتنامهها معانی متعددی به خود گرفته است.
مهمترین معنای این واژه، کلاه نوکتیزی است که به پشت بالاپوش یا شنل متصل میشود و از سر و گردن در برابر باد و باران محافظت میکند. علاوه بر این، در میان چوپانان و برخی گویشهای بومی، به خودِ بالاپوش یا رداهای پشمین کلفت نیز باشلاق میگویند. در نهایت، این کلمه یک کاربرد مجازی و اجتماعی مهم در فرهنگ عشایری دارد که به معنای شیربها یا نقدینهای است که خانواده داماد به خانواده عروس میپردازند.