یعنی چه
سرکشیدن یک فعل مرکب و چندمعنایی در زبان فارسی است که سه کاربرد اصلی دارد: نخست، نوشیدن یکباره و بدون وقفه مایعات (لاجرعه سر کشیدن)؛ دوم، تمرد، طغیان و سرپیچی کردن از دستورها؛ و سوم، کنایه از سر زدن، بررسی کردن و تفقد از احوال کسی یا جایی (مانند سرکشیدن به خانه سالمندان یا پروژهها).
تلفظ
این واژه به صورت فتحة بر سین و کاف، کسره زیر شین و فتحة بر دال تلفظ میشود: [sarkashidan].
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به راهنمای سوال، واژههایی چون طغیان کردن، تمرد، تفقد یا لاجرعه نوشیدن به عنوان پاسخ کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی دقیقی برای هر یک از معانی این فعل مرکب وجود دارد.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه شامل نافرمانی کردن، تمکین نکردن، یکنفس نوشیدن، بلعیدن مایع، عیادت کردن، و بررسی کردن وضعیت است. متضادهای آن نیز اطاعت کردن، گردن نهادن و جرعهجرعه نوشیدن هستند.
نماد چیست
در ادبیات سنتی و فرهنگ عامه، صفت مشتق از آن یعنی «سرکش»، نماد اسب چموش و رامنشدنی، انسان مغرور، بیباک و طغیانگر است. در کاربردهای روزمره نیز نوعی شتابزدگی یا کنجکاوی پنهانی را تداعی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل سرکشیدن
واژه «سرکشیدن» از جمله مصدرهای مرکب و اصیل زبان فارسی است که سیر تحول معنایی جالبی را طی کرده است. این کلمه در ادبیات کلاسیک و متون کهن بیشتر در معنای انتزاعی و اخلاقیِ طغیان، نافرمانی و تمرد به کار میرفته و صفت «سرکش» نیز از همین ریشه برای توصیف افراد رامنشدنی یا اسبهای چموش استفاده میشده است.
در زبان عامیانه و روزمره امروز، این واژه دو کارکرد کاملاً متفاوت دیگر نیز پیدا کرده است؛ یکی معنای مادیِ نوشیدن یکباره و لاجرعه یک مایع بدون بر زمین گذاشتن ظرف، و دیگری معنای کناییِ سر زدن، بازدید، تفقد و بررسی اوضاع یک محل یا احوال اشخاص. ریشه این فعل به ترکیب اسم «سر» و فعل «کشیدن» بازمیگردد که در هر سه بافت معنایی، مفهوم بلند کردن، متمایل کردن یا بالا بردن سر را به نحوی بازتاب میدهد.