یعنی چه
بیعت شکستن یعنی نقض پیمان وفاداری و اطاعت؛ یعنی کسی که قبلاً با فردی (رهبر، امام، خلیفه یا مراد) بیعت کرده، آن عهد و قرارداد آیینی را زیر پا بگذارد و از طاعت او خارج شود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «بَیْ عَتْ شِ کَسْ تَن» (bay'at shekastan) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف خواسته شده میتواند «بیعت شکستن» (۹ حرف) یا «پیمانشکنی» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بستر متن از عباراتی چون breaking the oath of allegiance یا violating the covenant استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح دقیق برای این مفهوم، «نَکْث البَیْعة» است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این عبارت شامل پیمانشکنی، عهدشکنی، نقض عهد، خروج از طاعت و غدر است.
در قرآن
در قرآن کریم، عمل بیعت شکستن با فعل «نَکَثَ» (به معنی باز کردن ریسمان تابیده شده و مجازاً پیمانشکنی) آمده است. مشهورترین آیه در این زمینه، آیه ۱۰ سوره فتح است: «... فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنْکُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ...» (پس هر کس پیمانشکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است).
جمعبندی و توضیح کامل بیعت شکستن
عبارت «بیعت شکستن» یک مصدر مرکب عربی-فارسی است که واژه «بیعت» آن از ریشه عربی «بـ ی ع» (به معنی خرید و فروش یا دست دادن برای نهایی کردن معامله و پیمان) گرفته شده و «شکستن» آن یک فعل مصدری فارسی است. این اصطلاح در اصطلاح سیاسی و مذهبی به معنای نقض یکجانبه عهد و پیمان وفاداری با یک رهبر، مراد یا فرمانروا است.
در فرهنگ اسلامی و تاریخ مذهبی، این واژه نماد بارز بیوفایی، خیانت و بیثباتی در اصالت است؛ به طوری که در بستر تاریخ اسلام (مانند ماجرای کوفه و عاشورا)، این عبارت به نمادی عینی برای عهدشکنیِ جمعی و تنها گذاشتن رهبر تبدیل شده است. قرآن کریم نیز در آیه ۱۰ سوره فتح صراحتاً به این موضوع اشاره کرده و عاقبت این پیمانشکنی را به زیان خودِ فرد میداند.