یعنی چه
مسروح یک واژهٔ عربی (اسم مفعول) از ریشهٔ «سرح» است. این کلمه در لغت به معنی هر چیزِ رها شده و آزاد شده است. به طور خاص در زبان عربی، به گوسفند، شتر یا چهارپایانی اطلاق میشود که بامدادان در چراگاه رها میشوند تا بچرند. همچنین در برخی بافتهای لغوی به معنای موی شانه شده و واگشوده نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مَسروح (masrūḥ) با فتح حرف اول (م) و سکون حرف دوم (س) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ «مسروح» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «رها شده»، «آزاد شده» یا «چهارپای رها در چراگاه» کاربرد دارد و کلمهای ۵ حرفی است.
به انگلیسی
برای برگردان این واژه به زبان انگلیسی، بسته به بافت متن میتوان از واژگانی که مفهوم رهایی یا چرای آزاد را میرسانند استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی واژهٔ مسروح شامل کلماتی چون «رها»، «آزاد»، «مرسل» و در بافت ادبی و استعاری «سرگردان» یا «واگشوده» است.
در قرآن
عین واژهٔ «مسروح» در متن قرآن نیامده است؛ اما افعال و همخانوادههای ریشهٔ آن (س-ر-ح) در آیات متعددی با مفهوم رها کردن دام یا رها کردن زن در طلاقِ بدون خصومت ذکر شدهاند؛ مانند «تَسْرَحُونَ» در آیه ۶ سوره نحل و «سَرِّحُوهُنَّ» در آیه ۴۹ سوره احزاب.
نماد چیست
این واژه به واسطهٔ تصویر سنتی و اصیل گلهای که در سپیدهدم با آرامش در دشت و صحرا رها میشود، در ادبیات نمادی از آزادی، رهایی از قید و بندها و آرامش در طبیعت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مسروح
واژهٔ مسروح یک اسم مفعول عربی از ریشهٔ «سرح» است که وارد زبان فارسی شده است. معنای بنیادین این واژه بر حول محور رها کردن، گشادگی و آزادی میچرخد؛ به طوری که در اصطلاح لغوی به چهارپایانی که برای چرا در دشت آزاد گذاشته میشوند، مسروح میگویند.
این کلمه در زبان فارسی بیشتر کاربرد ادبی، کتابی یا فقهی دارد و در مکالمات روزمره کمتر شنیده میشود. همچنین به دلیل شباهت ظاهری، نباید آن را با واژههایی چون مسرور (شاد)، مشروح (مفصل) یا مسرح (تئاتر) اشتباه گرفت.
در حوزهٔ قرآنی نیز اگرچه خود کلمه مستقیماً به کار نرفته، اما ریشهٔ آن حامل پیامهای فرهنگی و اجتماعی خاصی در متن آیات (مانند زیبایِ چرای بامدادان یا رهاسازی محترمانه در طلاق) است.