یعنی چه
الدبق واژهای عربی است که به دو معنای عمده به کار میرود؛ نخست، مادهای بسیار غلیظ، لزج و چسبنده (مانند سریشم) که در قدیم آن را روی شاخه درختان میمالیدند تا بال و پر پرندگان به آن بچسبد و شکار شوند. دوم، در علم گیاهشناسی و طب سنتی، این واژه اشاره به گیاه انگل «دارواش» (Mistletoe) یا میوهٔ درخت «سپستان» دارد که شیرهای بسیار چسبناک دارند.
تلفظ
این واژه در زبان عربی همراه با تشدید حرف دال تلفظ میشود؛ به صورت دَبَق (Dabaq) یا دِبْق (Dibq) که با اضافه شدن الف و لام معرفه به صورت الدَّبَق یا الدِّبْق خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر به دنبال واژهای ۵ حرفی برای 'چسب مرغگیری'، 'گیاه دارواش' یا 'شیره چسبنده درخت' باشید، پاسخ 'الدبق' است.
به انگلیسی
برای کاربرد ماده چسبناک شکار از Birdlime و برای اشاره به گیاه دارواش از واژه Mistletoe استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است و در این زبان به معنای صمغ، غراء یا شجرة الدبق (دارواش) کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل 'دارواش' (برای گیاه)، 'چسب مرغگیری'، 'سریشم' و 'ماده چسبنده' است. در متون کهن فارسی مانند شاهنامه فردوسی نیز از این واژه استفاده شده است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، الدبق نماد فریب، دام ناگهانی و وابستگی شدید است؛ چرا که پرنده به هوای درخت روی آن مینشیند اما چسبِ دبق او را اسیر و پایبند میکند.
جمعبندی و توضیح کامل الدبق
واژه «الدبق» اصالتاً ریشهای عربی دارد اما به واسطه متون طب سنتی، ادبیات کهن و لغتنامههای قدیمی وارد زبان فارسی شده است. این کلمه معرفه به ال از ریشه «د ب ق» بوده و مفهوم محوری آن چسبندگی، لزج بودن و ملازم شدن است.
در کاربرد عملی، الدبق هم به چسبهای سنتی ساخته شده از شیره گیاهان برای به دام انداختن پرندگان و حشرات اطلاق میشود و هم در اصطلاح گیاهشناسی نام دیگری برای گیاه دارواش یا میوه سپستان است. فردوسی در شاهنامه از این واژه برای اندودن و چسباندن درِ تابوتها یاد کرده است. این کلمه در قرآن کریم نیامده است و امروزه بیشتر کاربرد جدولتانی یا ادبی دارد.