یعنی چه
بسام کرد نام یک شخصیت تاریخی و یکی از قدیمیترین و نخستین شاعران پارسیگوی تاریخ ادبیات ایران در دربار صفاریان است. او که ابتدا از خوارج سیستان بود، بعدها به یعقوب لیث پناه آورد و با الهام از محمد بن وصیف، سرودن شعر به زبان فارسی دری را آغاز کرد.
تلفظ
این نام ترکیبی از واژه مشدد بَسّام (به فتح ب و سین مشدد) و واژه کُرد (به ضم کاف) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ به عنوان نخستین شاعر پارسیگوی یا شاعر همدوره یعقوب لیث، عبارت «بسام کرد» با تعداد ۷ حرف است.
به انگلیسی
در متون و ترجمههای انگلیسی تاریخ ادبیات ایران، از او با نگارش لاتین نامش یا توصیف پیشینه عقیدتیاش یاد میشود.
به عربی
در منابع تاریخی مشترک میان زبان فارسی و عربی مانند مراجع مربوط به خوارج سیستان، از وی با لقب الکردی یاد شده است.
به فارسی
بخش اول نام یعنی «بسام» ریشهای عربی به معنای بسیار خندهرو و گشادهرو دارد. بخش دوم یعنی «کرد» در متون آن زمان سیستان به قومیت اشاره ندارد، بلکه به معنای چوپان، رمّهگردان یا معادل «گُرد» به معنی پهلوان به کار میرفته است.
نماد چیست
این نام در تاریخ ادبیات ایران نماد هویتخواهی زبانی، گذر از شعر عربی به شعر پارسی در دربار صفاریان و آغاز رسمی سرایش شعر به زبان فارسی دری است.
جمعبندی و توضیح کامل بسام کرد
بسام کرد یک واژه عام یا اصطلاح لغوی نیست، بلکه یک اسم خاص متعلق به یکی از نخستین شاعران پارسیگوی تاریخ ایران در سده سوم هجری است. او در ابتدا از خوارج سیستان بود که با یعقوب لیث صفاری میجنگید، اما پس از شکست، به دربار صفاریان پناه آورد و با دیدن سرودههای محمد بن وصیف سگزی، به گفتن شعر فارسی روی آورد و ابیاتی در مدح یعقوب لیث سرود که در کتاب تاریخ سیستان ثبت شده است.
از نظر ریشهشناسی، «بسام» کلمهای عربی به معنای بسیار خوشرو و خندان است. با این حال، کلمه «کرد» در این ترکیب بر اساس پژوهشهای تاریخی و با توجه به بافت تاریخی سیستان آن زمان، اشارهای به قومیت ندارد؛ بلکه در آن دوران به عنوان اصطلاحی برای چوپانان، صحرانشینان و یا بازماندهای از واژه «گُرد» به معنای پهلوان و دلیر استفاده میشده است.