یعنی چه
چوبه دار به تیر، ستون یا سازهای چوبی (یا فلزی) گفته میشود که برای اجرای مجازات مرگ از طریق آویختن به گلو و حلقآویز کردن فرد محکوم مورد استفاده قرار میگیرد.
تلفظ
این واژه به صورت واجبستِ «چوبِه» (با ضمه روی چ و فتحه روی ب) به همراه کسرهٔ اضافه به کلمه «دار» متصل و تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ اصلی برای این مفهوم معمولاً «چوبه دار» با ۷ حرف است. بسته به تعداد حروف، گزینههای دار، مشنقه و خاده نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Gallows رایجترین معادل برای سازه دار زدن است و Gibbet بیشتر به ابزار قدیمی نمایش جسد اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی از واژه مِشْنَقَه (از ریشه شنق به معنی آویختن) برای اشاره به ابزار و جایگاه دار استفاده میشود.
به فارسی
واژهای کاملاً اصیل و مرکب از «چوب» (تیرک) و «دار» (درخت یا ستون اعدام) است که مترادفهای آن در فارسی دار، خاده و دار اعدام هستند. واژههای همخانواده آن چوب، چوبی و دار زدن است؛ متضاد واژگانی مستقیمی برای آن وجود ندارد.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و متون حقوقی، چوبه دار نماد مجازات شدید، عدالت کیفری، مرگ و فرجام گناه است. با این حال، در ادبیات عرفانی و حماسی فارسی (مانند داستان منصور حلاج) به نمادی از فداکاری، جانفشانی، پایمردی و حقیقتجویی تبدیل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل چوبه دار
«چوبه دار» واژهای کاملاً اصیل و مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «چوبه» (تیرک یا تکه چوب) و «دار» (درخت یا ستون اعدام) ساخته شده است. این اصطلاح اشاره به سازهای دارد که در طول تاریخ برای اجرای احکام اعدام از طریق حلقآویز کردن مورد استفاده قرار میگرفته است و در زبانهای دیگر معادلهایی نظیر Gallows (انگلیسی) و المشنقه (عربی) دارد.
اگرچه خود این ترکیب به صورت لفظی در قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم مشابهی نظیر مصلوب کردن بر تنه درخت با مشتقات فعل «صَلَبَ» در آیات متعدد ذکر شده است. در بافت حل جدول، این کلمه دقیقاً ۷ حرف دارد و به عنوان پاسخی کلیدی برای طراحان جدول شناخته میشود.
از نظر معنایی و نمادین، چوبه دار هویتی دوگانه در فرهنگ و ادبیات دارد؛ از یک سو مظهر صلب مجازات، مرگ، بزهکاری و فرجام تلخ زندگی است و از سوی دیگر در شعر عرفانی فارسی، یادآور داستانهای ماندگاری چون منصور حلاج بوده و نمادی از عشق راستین، حقیقتگویی، ایستادگی و جانفشانی در راه عقیده به شمار میرود.