یعنی چه
رکود بزرگ به طولانیترین، عمیقترین و گستردهترین بحران اقتصادی قرن بیستم (بین سالهای ۱۹۲۹ تا اواخر دهه ۱۹۳۰ و پیش از جنگ جهانی دوم) گفته میشود که با سقوط بورس آمریکا آغاز شد و سراسر جهان را در بر گرفت. این پدیده با کاهش شدید تولید، بیکاری میلیونی، افت شدید تجارت جهانی و فقر گسترده همراه بود و ساختار اقتصاد بینالملل را تغییر داد.
تلفظ
این ترکیب واژگانی به صورت [رُ کُ دِ بُ زُ رْ گْ] تلفظ میشود. واژه رکود دارای ضمه بر روی حروف راء و کاف است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوال، این عبارت معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «عمیقترین بحران اقتصادی قرن بیستم»، «بحران مالی ۱۹۲۹» یا «کسادی بزرگ اقتصادی» به کار میرود.
به انگلیسی
در ادبیات اقتصادی جهان، این پدیده تاریخی با اصطلاح Great Depression شناخته میشود که دقیقاً به معنای افسردگی یا رکود بسیار عمیق اقتصادی است.
به فارسی
واژه «رکود» ریشه عربی دارد و معادلهای اصیل فارسی آن شامل کسادی، بیرونقی، ایستایی و سردی بازار است؛ بنابراین ترکیب مذکور به معنای «کسادی سترگ» یا «بیرونقی بزرگ» در داد و ستد و اقتصاد است.
در قرآن
خود ترکیب واژگانی «رکود بزرگ» به عنوان یک اصطلاح اقتصادی مدرن در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه واژه رکود یعنی (ر ک د) یکبار در قرآن در سوره شوری آیه ۳۳ به صورت فعل مضارع به کار رفته است: «فَیَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَىٰ ظَهْرِهِ» که به ساکن و بیحرکت ماندن کشتیها بر روی آب اشاره دارد.
نماد چیست
در تاریخ و اقتصاد، رکود بزرگ نماد فروپاشی حبابهای مالی، شکست بازار آزاد سنتی و آسیبپذیری شدید اقتصاد جهانی است. همچنین در تصویرسازیهای تاریخی، این دوران با صفهای طولانی دریافت نان مجانی، فقر مطلق و بیکاری فراگیر طبقه کارگر نمادپردازی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل رکود بزرگ
رکود بزرگ یکی از تاریکترین و در عین حال آموزندهترین دورانهای تاریخ اقتصاد جهان است. این بحران که در سال ۱۹۲۹ میلادی با سقوط ناگهانی بازار سهام در ایالات متحده آمریکا (معروف به سهشنبه سیاه) آغاز شد، به سرعت مانند یک بیماری واگیردار به سایر کشورهای صنعتی و در حال توسعه سرایت کرد و نظامهای مالی بینالمللی را به زانو درآورد.
پیامدهای این رکود به قدری سهمگین بود که نه تنها میلیونها نفر را در سراسر جهان بیکار و بیخانمان کرد، بلکه چهره سیاست جهانی را نیز تغییر داد. این واقعه نقطه عطفی در علم اقتصاد محسوب میشود؛ چرا که ناکارآمدی نظریههای کلاسیک مبنی بر خودتنظیمگری بازار را اثبات کرد و راه را برای ظهور اقتصاد کینزی و لزوم مداخله دولتها برای مهار بحرانها و حمایت از اقشار آسیبپذیر هموار ساخت.