یعنی چه
بیمایگان جمع واژه بیمایه است و به کسانی اطلاق میشود که از نظر مادی (سرمایه و مال)، فکری (دانش و فضل) یا اخلاقی و شخصیتی، فاقد اصالت، ارزش و جوهر لازم هستند.
تلفظ
این واژه به صورت [بیمایِگان] تلفظ میشود؛ شامل پیشوند نفی «بی»، اسم «مایه» و پسوند جمع «ان» که در اتصال، «ه» به «گ» تبدیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه به عنوان پاسخ برای واژههایی چون تهیدستان، فرومایگان یا بیارزشها کاربرد دارد و دقیقاً دارای ۸ حرف است.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق کلام، برابرهای انگلیسی متفاوتی برای فقر مادی، فکری یا اخلاقی این واژه وجود دارد.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه عبارتند از: بیارزشان، فرومایگان، تهیدستان، بینوایان، مفلسان، کممایگان، بیچیزان، دونپایگان و سفلهگان.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی (مانند اشعار فردوسی و نظامی)، بیمایگان نماد و مظهر انسانهای بیریشه اجتماعی، افراد فاقد فرهنگ و دانش، و همچنین طبقه کمبضاعت و تهیدست جامعه به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل بی مایگان
واژه «بیمایگان» یک کلمه اصیل فارسی و ساختار آن مرکب از پیشوند نفی «بی»، اسم «مایه» (به معنی سرمایه، اصل، جوهر) و پسوند جمع «گان» است. این کلمه در ادبیات و زبان فارسی کاربردی چندبعدی دارد؛ گاه به فقر مادی و نداشتن مال و منال اشاره میکند و گاه در لحنی انتقادی، برای توصیف افرادی به کار میرود که از نظر علمی، فکری یا اخلاقی دچار تهیبودن و فرومایگی هستند.
اگرچه این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما از نظر مفهوم با کلیدواژههای قرآنی همچون «الأراذل» (اشاره به فرومایگان از دیدگاه کافران) و «الفقراء» همپوشانی نزدیکی دارد. در اشعار و متون کهن، بیمایگان معمولاً در تقابل با مایهداران، شریفان و دانشمندان قرار میگیرند و نمادی از بیاصالتی و فقدان فضل و هنر هستند.